behtarinmoshaver - صفحه 151
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
علائم بحران ميانسالي چه مواردي هستند؟
علائم بحران ميانسالي چه مواردي هستند؟

افرادي كه با بحرانهاي ميانسالي مواجه هستند، به نظر مي رسد كه با چالش هاي مربوط به مرگ و مير خودشان مواجه هستند .
در اواسط دوران ميانسالي، برخي از مسوليت هاي خودشان را انجام نمي دهند و به سرگرمي خودشان مي پردازند.
به همين دليل است كه عبارت “بحران ميانسالي” در اغلب موارد باعث مي شود كه افراد تمايل بيشتري به ديدن عكس هاي خانم ها و ماشين هاي ورزشي داشته باشند.
فرض بر اين است كه مسن شدن منجر به احسال افسردگي، پشيماني و اضطراب مي شود.
همچنين بحران ميانسالي يك مرحله اي مي باشد كه به افراد اجازه مي دهد تا بار ديگر احساس جواني بكنند، چرا كه آنها با اين چالش كه نيمي از عمر آنها تمام شده است، مواجه مي شوند.
ولي ناراحتي هاي عاطفي كه برخي از افراد در دوران ميانسالي تجربه مي كنند، منجر به ايجاد تغييرات عمده اي در سبك زندگي نمي شود كه شامل تمايل به جوان شدن مجدد باشد.
در واقعيت، بحران ميانسالي مي تواند به يك مورد كاملا مثبتي تبديل مي شود.
آيا بحرانهاي ميانسالي در واقعيت وجود دارند؟هيچ شخصي بحران ميانسالي را تجربه نمي كند. در واقع، مطالعات صورت گرفته نشانگر اين است كه براي اكثر افراد موجود در سرتاسر جهان، بحران ميانسالي به عنوان يك مسئله و مشكل مطرح نمي باشد.
در واقع برخي از محققين بر اين عقيده هستند كه مفهوم بحران ميانسالي يك ساختار اجتماعي است و اين عقيده وجود ندارد كه فرد حتما در دهه پنجم زندگي خودش با مشكلاتي مواجه شود و از كار افتادگي را تجربه كند.
در يك ارزيابي ملي صورت گرفته در مورد ميانسالي در ايالات متحده، يك راي گيري صورت گرفت تا مشخص كند كه چه تعدادي از افراد بحران ميانسالي را تجربه مي كنند.
در حدود ۲۶ درصد از شركت كنندگان گزارش كردند كه آنها با بحران ميانسالي مواجه هستند.
با اين وجود، بيشتر شركت كنندگان گزارش كردند كه بحران ميان سالي آنها قبل از سن ۴۰ سالگي يا بعد از سن ۵۰ سالگي صورت گرفته است.
به همين دليل اين سوال ايجاد شده است كه آيا بحران مورد نظر، به صورت واقعي مربوط به ميانسالي مي باشد، چرا كه در حالت معمولي سن ۴۵ سالگي به عنوان سن ميانسالي در نظر گرفته مي شود.
از هر چهار نفري كه گفته بودند يك بحران ميانسالي دارند، يك نفرشان بيان كردند كه ميزان گستردگي بحران نسبت به سن آنها زياد بوده است.
فاكتورهايي كه منجر به تقويت بحران مي شوند شامل تغييرات زندگي مي باشند كه مواردي از قبيل طلاق، از دست دادن شغل، از دست دادن شخص دوست داشتني يا جابجايي را شامل مي شود.
تست جنسي ، مركز مشاوره ايران ، مركز روانشناسي ايران، مشاوره شغلي آنلاين، مركز مشاوره خانواده ، نوروفيدبك چيست ، تست تفاهم زن و شوهر
علائم مربوط به بحران عاطفيبه دليل اينكه يك تشخيص معياري براي “بحران ميانسالي” وجود ندارد، مطالعه كردن اين مفهوم براي محققان سخت مي باشد.
معمولا محققان نسبت به مواردي كه بحران ميانسالي را تشكيل مي دهند، مخالفت دارند.
بيشتر تحقيقات صورت گرفته بر اساس پاسخهاي افراد نسبت به سوالات مربوط به تجربه كردن بحران ميانسالي مي باشد.
البته، موردي كه يك شخص به عنوان بحران ميانسالي در نظر مي گيرد، ممكن است كه با مورد بيان شده توسط فرد ديگر يكسان نباشد.
در حالي كه معمولا ترس از مرگ يا تمايل به دوباره جوان شدن به عنوان بحران ميانسالي تعريف مي شود.
ولي عواطفي كه در طول بحران ميانسالي تجربه مي شوند، نسبت به ناراحتي كه يك فرد مي تواند در طول يك بحران معمولي زندگي تجربه كند، تفاوت چنداني ندارد.
انجمن روانشناسان آمريكا بيان كرده است كه يك بحران عاطفي عبارت از “يك تغيير مشخص و ناگهاني در رفتار” مي باشد كه براي ساير افراد هم مشهود است.
مثال هاي مربوط به تغييرات رفتاري عبارتند از:
بي توجهي نسبت به بهداشت شخصيتغييرات قابل توجه در عادات خوابيافزايش يا كاهش وزنتغييرات مربوط به حالت رواني، همانند افزايش عصبانيت، بي التهابي، ناراحتي يا اضطراب.دوري از موارد روتين يا روابط عادي.چگونه آسيب هاي بعد از طلاق را ترميم كنيم؟روانشناسي اعتماد به نفس از دست رفتهروان شناسي حيرت آور، گزارشي از يك نمونه واقعيهوش هيجاني و مدل چهارعاملي گلمنآيا روان شناسان اينترنتي رايگان واقعي هستند؟چرا احتمال بروز يك بحران ميانسالي وجود دارددر مورد اكثريت افراد، دوره ميانسالي عبارت از زماني است كه روابط و نقش هاي فرد تغيير پيدا مي كنند.
برخي از افراد مجبور مي شوند كه در طول دوره ميانسالي از والدين مسن خودشان نگهداري كنند.
برخي از آنها به نگهدارنده خانه خالي تبديل مي شوند – يا ممكن است كه آنها اين احساس را داشته باشند كه نوجوانان آنها يك رشد بسيار سريعي دارند.
در مورد ساير افراد، سن ميانسالي مي تواند عبارت از زمان و دوره حسرت و پشيماني باشد.
برخي از افراد نسبت به عدم انتخاب يك مسير شغلي متفاوت يا ايجاد نكردن زندگي رويايي خودشان، دچار حسرت و پشيماني مي شوند.
علاوه بر اين، فرآيند مسن شدن در اين دوره زماني مشخص تر مي شود.
برخي از افراد در اين دوره دچار بيماري مي شوند، در حالي كه ساير افراد متوجه كاهش توانايي هاي فيزيكي خودشان مي شوند.
براي برخي از افراد، ميانسالي مي تواند يك سن مربوط به يك تفكر و تامل گسترده باشد.
آنها ممكن است كه سالهاي گذشته خودشان را بررسي كنند و اين سوال را بپرسد كه در صورتي كه آنها يك مسير متفاوتي براي زندگي شان انتخاب مي كردند، چه اتفاقي ممكن بود براي آنها صورت بگيرد.
ممكن است ساير افراد بيشتر در مورد روزهاي شاد زندگي خودشان تفكر كنند.
براي افرادي كه متمايل به هدف هستند، ميزان تفكر كم مي باشد و ميزان اقدام بيشتر است.
اين افراد به جاي بررسي كردن گذشته خودشان، تلاش مي كنند كه در مرحله دوم زندگي خودشان به اهداف بزرگتري دست پيدا كنند.
كاهش خوشحالي در دوره ميانساليبيشتر مطالعات صورت گرفته نشانگر اين هستند كه خوشحالي داراي يك منحني U شكل مي باشد.
ميزان خوشحالي در اوايل دوران نوجواني به صورت تدريجي كاهش پيدا مي كند و اين روند تا دهه پنجم زندگي فرد ادامه پيدا مي كند.
در افرادي كه در دهه ششم زندگي خودشان هستند، ميزان اين خوشحالي بار ديگر شروع به افزايش مي كند.
اطلاعات به دست آمده از نيم ميليون آمريكايي و اروپايي، وجود داشتن اين روند را تاييد كرده است.
افراد در دوران دهه هفتم زندگي خودشان، شادترين دوره زندگي شان را تجربه مي كنند، ولي افراد در دهه پنجم زندگي خودشان، پايين ترين سطح خوشحالي ممكن در طول زندگي شان را تجربه مي كنند.
با اين وجود، به نظر مي رسد كه منحني U شكل در سطح جهاني مصداق نداشته باشد. اين منحني بيشتر در كشورهاي داراي درآمد بالا مصداق دارد.
يك كاهش تدريجي در خوشحالي مي تواند دليل تنفر افراد از يك بحران ميانسالي را توضيح بدهد – كه مربوط به كاهش ميزان خوشحالي آنها مي باشد.
هرچند كه اطلاعات به دست آمده افزايش خوشحالي را در مراحل بعدي زندگي نشان مي دهند، ولي يك عقيده فراگير در بين افراد بيانگر اين است كه ميزان خوشحالي با افزايش سن كاهش مي يابد.
بنابراين برخي از افراد ممكن است اين تفكر را داشته باشند كه در اواسط دهه پنجم زندگي (۴۵ سالگي)، زندگي آنها به تدريج در شرايط وخيم تري قرار مي گيرد و اين امر منجر به تشديد بحران ميانسالي شود.
بحرانهاي ميانسالي در برابر افسردگيممكن است برخي از افراد افسردگي را در دوره ميانسالي خودشان تجربه كنند و اين افسردگي را به عنوان بحران ميانسالي خودشان در نظر بگيرند.
بر اساس گزارش مراكز كنترل و پيشگيري بيماري، زنان ۴۰ تا ۵۹ ساله در ايالات متحده، بالاترين نرخ افسردگي (۱۲٫۳) را در بين گروه هاي سني و جنسيتي دارند.
نرخ مرگ و مير در دوره ميانسالي در بالاترين سطح ممكن قرار دارد – به خصوص در بين مردان سفيد پوست.
براي افراد موجود در دوره ۴۵ تا ۵۴ سالگي، احتمال خودكشي بيشتر از ساير گروه هاي سني مي باشد.
آيا يك بحران ميانسالي منجر به افسردگي مي شود؟ آيا افسردگي منجر به يك بحران ميانسالي مي شود؟
يا اينكه افسردگي كه افراد در دوره ميانسالي تجربه مي كنند، به عنوان بحران ميانسالي مورد اشاره قرار مي گيرد؟
آيا يك بحران ميانسالي منجر به افزايش ريسك خودكشي مي شود؟ هيچ شخصي به طور قطع نمي تواند بگويد كه بحران ميانسالي، متفاوت از بحران سلامت رواني مي باشد كه در طول يك مرحله خاص از زندگي فرد صورت مي گيرد.



بحران ميانسالي و زوال عقلممكن است كه برخي از افراد مشكلات سلامتي را با بحران ميانسالي اشتباه بگيرند. يك تغيير در رفتار يا تغيير در شخصيت مي تواند علامتي از يك زوال عقل باشد.
همچنين در حاليكه ما تمايل داريم آلزايمر و زوال عقل را به عنوان مواردي در نظر بگيريم كه تحت تاثير مسن بودن فرد قرار دارند، ولي براساس گزارشات دريافت شده از جامعه، ۵ درصد از موارد آلزايمر قبل از سن ۶۵ سالگي بروز مي كنند.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-علائم بحران ميانسالي چه مواردي هستند؟







بحران, ميانسالي, بحران ميانسالي,ميانسال,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
كشف سبك دلبستگي، دريچه اي به زندگي واقعي (بخش دوم)
كشف سبك دلبستگي، دريچه اي به زندگي واقعي (بخش دوم)

در بخش اول، به توضيح مفهوم دلبستگي، انواع آن و اين مساله پرداختيم كه آيا سبك دلبستگي ناايمن قابل تغيير است يا خير.
در اين بخش از مطلب شما را با بخشي از كاربردي ترين فنوني آشنا مي كنيم كه با آگاهي از آن ها، مي توانيد مانع از تاثير منفي سبك دلبستگي ناايمن بر روابط، شغل و ابعاد مختلف زندگي حال و آينده تان شويد.
پيش از مطالعه اين مقاله، بخش اول مقاله را مطاله كنيد

مدل دلبستگي بزرگسالانبارتلوميو در سال ۱۹۹۰، مدل دو بعدي سبك زندگي بزرگسالان را مطرح كرد.
بر اساس اين مدل، سبك دلبستگي هر فرد از دو بعد مستقل به نام “تصوير خود” و “تصوير ديگران” تشكيل شده است.
هر دوي اين تصاوير مي توانند مثبت يا منفي باشند.
اگر قصد داريد مدل دلبستگي خود را بر اساس اين مقياس كشف كنيد، لازم است به اين سوال پاسخ دهيد كه تصويري كه از خود و ديگران در ذهن داريد، مثبت است يا منفي؟
بر اساس اين مدل، كساني كه هم از خود و هم از ديگران تصويري مثبت در ذهن دارند، داراي “سبك ايمن” خواهند بود.
تصوير مثبت از خود و تصوير منفي از ديگران، بيان كننده ي سبك دلبستگي ناايمن از نوع “اجتنابي و طرد كننده” است.
اين در حالي است كه در حالت بر عكس، كساني كه تصوير منفي از خود و تصوير مثبتي از ديگران در ذهن دارند، سبك دلبستگي “آشفته” را به دوش مي كشند.
در صورتي كه تصوير ذهني شما هم از خودتان و هم از ديگران منفي باشد، سبك دلبستگي شما از نوع “ترس آگين” خواهد بود.
تكنيك هاي مهم تغيير سبك دلبستگيباتوجه به اينكه سبك زندگي هر فرد در دوسال اوليه زندگي و با توجه به كم و كيف ارتباط او با والدش شكل مي گيرد، بايد گفت تغيير آن تا مدت ها امري دشوار تلقي مي شد.
امروزه رويكدهاي جديد دلبستگي محور معتقدند اگرچه سبك دلبستگي هر فرد ريشه در كودكي دارد.
اما مي توان از طريق تمرين هايي مانع از تاثير سبك دلبستگي ناايمن بر روابط بين فردي و عاشقانه ي افراد در حال و آينده شد.
بر اساس اين شيوه اگر فرد دلبسته ي ناايمن، شيوه ي جديدي از رفتار را بياموزد مي تواند بر اساس گذشته عمل نكند .
تصويري مثبت و قابل اعتماد از خود و ديگران را پرورش دهد كه منجر به كاهش تعارضات، بهبود ارتباطات بين فردي و سلامت روان خواهد شد.
خودشفقت ورزي را تمرين كنيدآيا شما هم جزء آن دسته از افراد هستيد كه در مواقع درد، رنج، ناراحتي و يا حتي اشتباهي كه از ديگران سر زده آن ها را به خوبي حمايت مي كنيد .
اشتباه كردن را حق طبيعي هر انسان مي دانيد اما براي خود بسيار سخت گير و بي رحم ايد؟
تا چه اندازه با ديگران مهربان تر از خودتان هستيد؟
پژوهش هاي دلبستگي نشان مي دهند كه شفقت ورزي نسبت به خود يكي از مهم ترين متغيرهاي خنثي كننده ي تاثيرات منفي سبك هاي ناايمن است.
به عبارت ديگر اگر سبك دلبستگي شما اضطرابي، اجتنابي، دو سو گرا و يا آشفته است، براي كاهش اثرات اين سبك بر زندگي حال و آينده، نياز به تمرين خودشفقت ورزي داريد.
بنابراين سه گام اساسي در جهت يادگرفتن مهرباني و شفقت به خود را در ادامه ي متن به دقت مطالعه كنيد.
گام اول: با خودتان مهربان باشيد و دست از قضاوت خود برداريد.افراد دلبسته ي ناايمن به دليل برداتش منفي نسبت به خود، معمولا با خود مهربان نيستند.
آن ها در موقعيت اشتباه و استرس، دست به خودسرزنشي و تحقير خود مي زنند و از اين طريق به مشكلات دامن مي زنند.
اگر قصد داريد به اصلاح سبك دلبستگي تان بپردازيد اولين گام، مهربان بودن با خودتان است.
بجا قضاوت در برابر كاستي ها و ضعف هاي تان، ان ها را در آغوش بگيرد و بپذيريد.
لازم است بدانيد كه تغيير دقيقا از جايي آغاز مي شود كه خودپذيري را آغاز مي كنيد.
در اين حالت يك دلبسته ي اضطرابي، بجاي سرزنش خود . چسبيدن به طرف مقابلش، به خود حق ناقص بودن و اشتباه مي دهد و براي حل موثر مساله بدون تحقير و سرزنش دروني دست به كار مي شود.


گام دوم: اشتراكات انساني را بپذيريد و از انزوا بيرون بياييد.اين بدين معناست كه اگر در موقعيتي دچار اشتباه و شكست شديد، هيچ اشكالي ندارد.
وجه مشترك تمامي انسان ها اشتباه كردن است و باور به اينكه ” من نبايد اشتباه كنم”، به معناي آن است كه شما چيزي غير از انسان هستيد.
دلبسته هاي اجتنابي غالبا از ورود به روابط دوري مي كنند و سعي دارند تا حد امكان متكي به خود باشند.
اين افراد احساس تنهايي زيادي را تجربه مي كنند و به دليل غير قابل اعتماد برداشت كردن ديگران، اشتباهات شخصي خود را غيرقابل جبران و فاجعه آميز تلقي مي كنند.
اين در حالي است كه اجتنابي ها نيز به عنوان انساني طبيعي حق اشتباه دارند و تا وقتي به خود فرصت اشتباه كردن را ندهد، جهان روز به روز تيره تر و غير قابل تحمل تر خواهد شد.
اضطرابي ها نيز، ممكن است كوچك ترين اشتباه را مساوي با طرد شدن، از دست دادن رابطه اي مهم و يا بيكار شدن تلقي كنند و به همين دليل به خود حق اشتباه كردن ندهند.
واقعيت آن است كه لازم است مجسمه ي ذهني خود بي عيب و نقص تان را بشكنيد و تصوير جديدي از خود بنا كنيد كه اشتباه كردن نيز جزيي از آن است.
تست جنسي ، مركز مشاوره ايران ، مركز روانشناسي ايران، مشاوره شغلي آنلاين، مركز مشاوره خانواده ، نوروفيدبك چيست ، تست تفاهم زن و شوهر
گام سوم: مشكلات را از چشم فرد سومي هوشيار ببينيد و مراقب غرق شدن ناآگاهانه باشيد. فرد داراي دلبستگي ايمن در مواجهه با درياي بي پايان مشكلات، داراي يك تيوپ ضد غرق شدگي است.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-كشف سبك دلبستگي، دريچه اي به زندگي واقعي (بخش دوم)







دلبستگي,سبك دلبستگي ,زندگي واقعي,زندگي,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
۵ روش براي داشتن هوش عاطفي بيشتر در محيط كاري
۵ روش براي داشتن هوش عاطفي بيشتر در محيط كاري

هوش عاطفي[۱]، كه در برخي مواقع به صورت EQ بيان مي شود، به توانايي شخص براي تشخيص، شناخت، مديريت و استدلال در رابطه با عواطف اشاره دارد.
اين يك توانايي مهمي در ارتباطات ميان فردي است – يك موضوع روزي كه محدود به روانشناسي نمي باشد و در دنياي تجارت هم اهميت دارد.
اين واژه براي اولين بار توسط روانشناسان و در دهه ۱۹۹۰ مصطح شد، ولي كاربردهاي آن سريعا در ساير حوزه ها، شامل تجارت، آموزش و فرهنگ رايج به سرعت گسترش يافت.
روانشناساني به اسم هاي پيتر سالوي و جان دي. ماير[۲]، كه هر دو جزو محققان پيشرو در اين زمينه بودند، هوش عاطفي را به عنوان توانايي فرد براي تشخيص و شناخت عواطف در خودش و ساير افراد تعريف كردند.
اين توانايي همچنين شامل بهره مندي از اين شناخت عواطف در تصميم گيري، حل مسائل و ارتباط برقرار كردن با ساير افراد مي باشد.
در گذشته، عواطف و هوش به عنوان دو مورد متضاد در نظر گرفته مي شدند. با اين وجود، محققين حوزه روانشناسي عاطفي در سالهاي اخير به شناخت و تاثير اين مورد بيشتر علاقمند شده اند.
اين حوزه فرآيندهاي شناختي و تعاملات عواطف و تاثير آنها بر روي نحوه تفكر افراد را مورد بررسي قرار مي دهد.
همچنين اين حوزه نحوه تاثير عواطف و حالت هاي رواني، همانند خوشحالي، عصبانيت، ترس و ناراحتي را بر روي رفتار و تصميم گيري افراد بررسي مي كند.
هوش عاطفي: عامل مهم براي موفقيتعلاقمندي به روانشناسي عاطفي و مفهوم هوش عاطفي بعد از انتشار يافتن كتاب دنيل گولمن به اسم هوش عاطفي: چرا اين مورد مي تواند با اهميت تر از IQ[3] باشد، به طور قابل توجهي افزايش يافت.
گولمن در كتاب مشهور خودش بيان مي كند كه هوش عاطفي مي تواند حداقل در حوزه پيشبيني موفقيت در زندگي داراي اهميت زيادي باشد.
وي بيان كرده است كه شايستگي عاطفي همچنين مي تواند نقش مهمي را در محيط كاري ايفا كند.
اين مفهوم به سرعت منجر به جلب توجه عموم افراد شد كه شامل مديران منابع انساني و رهبران تجارت هم بود.
محققان بيان كردند كه هوش عاطفي بر روي نحوه تاثير تعاملات كارمندان با همكاران تاثير مي گذارد.
همچنين فرض مي شود كه EQ در مديريت استرس و تضاد كاركنان و همچنين عملكرد كلي موجود در محيط كار تاثير گذار است.
مطالعات صورت گرفته نشان داده اند كه كارمندان داراي نمرات بالاتر در سنجش هاي EQ، همچنين تمايل دارند تا در سنجش هاي مربوط به عملكرد ميان فردي، توانايي هاي رهبري و مديريت استرس، به عنوان افراد سطح بالا رتبه بندي شوند.
ساير مطالعات صورت گرفته هوش عاطفي بالاتر را با رضايت شغلي و همچنين عملكردي كلي شغل مرتبط دانسته اند.
گولمن بيان كرده است در حاليكه هوش مرسوم عبارت از كيفيت مربوط به موفقيت رهبري است، ولي اين مورد به تنهايي كافي نمي باشد.
افرادي كه در كار خودشان موفق هستند، صرفا افراد باهوشي نيستند – همچنين آنها دارا هوش عاطفي بالايي هم مي باشند.
ولي هوش عاطفي فقط مربوط به CEO ها و مديران ارشد نمي باشد.
اين يك ويژگي است كه در هر سطحي از شغل فردي اهميت دارد، چه شما يك دانشجويي باشيد كه در دوره انترن هستيد يا يك كارمند ارشدي باشيد كه نقش رهبري را داريد.
در صورتي كه شما بخواهيد در محيط كاري به موفقيت دست يابيد و به درجات بالايي در حرفه خود برسيد، هوش عاطفي براي موفقيت شما يك مورد مهمي خواهد بود.
چرا هوش عاطفي در محيط كاري اهميت داردسوالي كه در اين بحث مطرح مي شود، عبارت از اين است كه چرا هوش عاطفي يك مهارت با ارزشي در محيط كاري مي باشد.
بر اساس يكي از ارزيابي هاي صورت گرفته[۴] در مورد مديران استخدامي، در حدود ۷۵ درصد از پاسخ دهندگان بيان كردند كه آنها در استخدام كارمندان، EQ را به عنوان عامل مهمتري نسبت به IQ در نظر مي گيرند.
برخي از دلايلي كه مربوط به اهميت هوش عاطفي در موفقيت كاري مي باشد، عبارتند از:
هوش عاطفي مي تواند منجر به ايجاد تصميمات تجاري بهتري شودكارمندان داراي هوش عاطفي در شرايط تحت فشار، به احتمال بالايي آرامش خودشان را حفظ مي كنندافراد داراي هوش عاطفي بالاتر، بهتر مي توانند تضادهاي و تعارضات موجود را حل كنندرهبران داراي هوش عاطفي، تمايل دارند تا حس همدلي بيشتري داشته باشندكارمندان داراي هوش عاطفي بالاتر، تمايل بيشتري به شنيدن، منعكس كردن و پاسخ دادن به انتقادهاي ساختاري دارند.هوش عاطفي در سطح گسترده اي به عنوان يك مهارت با ارزش در نظر گرفته مي شود، و همچنين موردي مي باشد كه محققان بر اين باورند كه مي تواند منجر به پيشرفت آموزش و روش به كار گرفته شده شود.
هر چند كه ممكن است برخي افراد به صورت طبيعي داراي مهارت هاي عاطفي باشند، ولي يك سري مواردي وجود دارند .
هر شخصي براي افزايش توانايي خودش در شناخت و استدلال بر مبناي عواطف، مي تواند از آنها استفاده كند.
در يك محيط كاري كه اغلب روابط و تصميمات تجاري صورت گرفته برمبناي شناخت ميان فردي، كار تيمي و ارتباط مي باشند، هوش عاطفي مي تواند مفيد باشد.
[۱] Emotional Intelligence
[۲] Peter Salovey and John D. Mayer
[۳] Daniel Goleman’s book Emotional Intelligence: Why it can Matter More Than IQ
[۴]https://www.careerbuilder.ca/share/aboutus/pressreleasesdetail.aspx?id=pr652&sd=8%2f18%2f2011&ed=8%2f18%2f2099
چگونه آسيب هاي بعد از طلاق را ترميم كنيم؟روانشناسي اعتماد به نفس از دست رفتهروان شناسي حيرت آور، گزارشي از يك نمونه واقعيهوش هيجاني و مدل چهارعاملي گلمنآيا روان شناسان اينترنتي رايگان واقعي هستند؟چگونه مي تواند هوش عاطفي را افزايش دادبه دليل اينكه هوش عاطفي يك مهارت داراي ارزش بالايي مي باشد، آيا هر شخصي مي تواند چنين مهارتي داشته باشد؟
آيا افراد فاقد اين توانايي مي توانند توانايي هاي خودشان را براي شناخت و مديريت عواطف بهبود دهند؟
عواملي از قبيل تربيت و شخصيت نقش مهمي را در ايجاد هوش عاطفي دارند، ولي هوش عاطفي يك مهارتي است كه مي تواند از طريق تمرين و تلاش بهبود يابد.
يكي از مطالعات صورت گرفته در اين زمينه[۱] نشان داده است مشاركت كنندگاني كه در زمينه هاي شايستگي عاطفي كليدي آموزش مي بينند.
نه تنها پيشرفت هاي پايداري در هوش عاطفي دارند، بلكه همچنين پيشرفت هايي را در بهزيستي فيزيكي و رواني ، روابط اجتماعي بهتر، سطوح پايين كورتيزول (هورمون استرس) تجربه مي كنند.
بنابراين در صورتي كه شما علاقمند هستيد تا با استفاده از مهارت هاي هوش عاطفي، عملكرد خودتان را در محيط كاري بهبود بدهيد، برخي از نكات وجود دارند كه بايد آنها را رعايت بكنيد:
خودآگاهي موجود در خودتان را افزايش بدهيديكي از اولين اقدامات مربوط به استفاده از مهارت هاي هوش عاطفي در محيط كار، تمرين كردن براي شناخت عواطف خودتان مي باشد.
خودآگاهي شامل مطلع بودن نسبت به جنبه هاي مختلف خودتان مي باشد كه شامل عواطف و احساسات است.
اين مورد يكي از جنبه هاي مبنايي هوش عاطفي مي باشد. شما به منظور تشخيص عواطف خودتان و شناخت عوامل اين احساسات، در مرحله اول نياز به خودآگاهي داريد.
از نظر مركز مشاوره روش هاي مربوط به بهبود خودآگاهي عبارتند از:
توجه كردن به احساس خودتان در لحظات مختلف روز. اين عواطف چه تاثيري بر روي نحوه پاسخ شما دارند؟آيا مواردي كه شما احساس مي كنيد، بر روي تصميمات شما و نحوه تعامل شما با ساير افراد تاثير دارند؟شما با صرف كردن زمان بيشتر براي جواب دادن به اين سوالات، مي توانيد آگاهي بيشتري را در مورد عواطف خودتان و نقش اين عوامل در زندگي روزمره خودتان به دست بياوريد.نقاط قوت و ضعف عاطفي خودتان را مشخص كنيد. شما به چه نحوي با ساير افراد ارتباط برقرار مي كنيد؟آيا شما در اغلب موارد خودتان را فرد صبور، عصباني يا اذيت كننده مي بينيد؟ شما به چه نحوي مي توانيد تعامل موثري با اين احساسات داشته باشيد؟شناخت نقاط ضعف خودتان به شما اجازه مي دهد تا به دنبال راه حل هايي باشيد كه با نقايص خودتان به صورت مناسبي برخورد كنيد.در نظر داشته باشيد كه عواطف تمايل دارند تا زودگذر باشند و به صورت سريع تغيير كنند.است كه همكار شما منجر به عصبانيت شما شود يا رئيس شما يك كار نامناسبي به شما بدهد كه آن را انجام بدهيد.قبل از اينكه هر گونه واكنشي نشان بدهيد، به ياد داشته باشيد كه همه اين موارد زودگذر هستند، بنابراين گرفتن تصميمات عجولانه برمبناي عواطف شديد مي تواند منجر به آسيب رساندن به اهداف و موفقيت بلندمدت شما شود.خودكنترلي را تمرين كنيددنيل گولمن خودكنترلي را به عنوان بخش مهمي از هوش عاطفي بيان كرده است. آگاه بودن نسبت به عواطف خودتان، اولين مرحله مهم مي باشد، ولي همچنين شما نياز به توانايي مناسب براي مديريت مواردي داريد كه احساس مي كنيد.
افرادي كه خودكنترلي بهتري دارند، توانايي بيشتري براي انطباق دادن خودشان با موقعيت هاي در حال تغيير دارند.
آنها همه چيز را نشان نمي دهند، و منتظر پيدا كردن روش هاي مناسبي مي مانند تا عواطف خودشان را بيان كنند و بدون ارائه و در همان لحظه واكنش نشان نمي دهند.
همچنين آنها نحوه تاثير اظهارات عاطفي خودشان بر روي ساير افراد را هم در نظر مي گيرند.


روش هاي براي بهبود مهارت هاي خود كنترلي در محيط كاري:
پيدا كردن تكنيك هايي براي برخورد با استرس مربوط به كار: پيدا كردن سرگرمي هاي خارج از محيط كار، يك نقطه شروع مناسبي مي باشد.همچنين تمرين فيزيكي يك روش مناسبي براي از بين بردن استرس مي باشد.زماني كه محيط كاري استرس زا مي شود، آرامش خودتان را حفظ كنيد. اين حقيقت را بپذيريد .شما نمي توانيد همه چيز را كنترل كنيد و به دنبال پيدا كردن روشهاي مفيدي باشيد كه مي توانيد نسبت به آن موقعيت پاسخ دهيد و منجر به بدتر شدن وضعيت نشويد.قبل از تصميم گيري، يك زماني را صرف تفكر بكنيد. عواطف مي توانند شما را تحريك كنند كه به صورت آني واكنش نشان بدهيد.ولي در صورتي كه شما يك مقدار زمان به خودتان بدهيد و تمامي احتمالات را بررسي كنيد، آرامتر خواهيد بود و انتخاب هاي عقلايي تري خواهيد داشت.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-۵ روش براي داشتن هوش عاطفي بيشتر در محيط كاري







هوش عاطفي,محيط كاري ,ارتباطات,هوش,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
مشكلات اوايل ارتباط كه به مرور زمان بدتر خواهند شد
مشكلات اوايل ارتباط كه به مرور زمان بدتر خواهند شد

زماني كه شما در آستانه ي يك ارتباط عاطفي جديد و جدي قرار مگيريد، مشخص كردن مشكلات ارتباط كه به طور بالقوه ممكن است رخ دهند قدري سخت است.
با اين حال، گاهي با ديدن يك يا دو مشكل و نشانه معمولا ما آن را ناديده مي گيريم اما هنوز اين به اين معني نيست كه شما مي بايست تمام مشكلات اوايل ارتباط را ناديده بگيريد چرا كه بسياري از از اين مشكلات با گذر زمان بدتر مي شوند.
بنابراين، اگر شما چيزي را ميبينيد كه تقريبا يك مشكل به حساب مي آيد- ممكن است فرد مقابل شما كنترل گر باشد، يا هر دوي شما بر سر مسائل مالي بحث مي كنيد- نبايد اين مساله را براي هميشه ناديده بگيريد.
هر چه اين مشكلات يا تفاوت ها زودتر نمود پيدا كنند به همان ميزان در طول زمان بدتر خواهند شد.
شما مي تواند به فرد مقابلتان اين شك و ترديدتان در مورد رابطه را منتقل كنيد و ببينيد كه آيا در مورد اينها كاري مي كند يا نه.
ممكن است آنها بتوانند رفتارهاي منفي را كنترل كنند. اما اگر جايي اين ناهمخواني ها از همان ابتدا وجود داشته باشند، احتمالا بهتر اين است كه اين ارتباط را ترك كنيد چرا كه قرار نيست اين موارد حل شوند يا بهتر شوند.
در اينجا مواردي از اين مسائل هستند كه در طول زمان بدتر مي شوند:
۱٫ نبود كشش جنسياگر هر دوي شما به لحاظ جنسي همخواني نداريد، مي توانيد كاملا بر روي اين مساله با ارتباط برقرار كردن و آزمودن كار كنيد.
اما اين مساله وجود دارد كه گاهي حتي تمرين و تلاش هم جوابگو نخواهد شد.
شروع هر ارتباطي، زماني كه يك زوج در مرحله ي ماه عسل قرار دارند، بايد اين موارد آزمون شوند و روي آ« كار شود. اگر اين جذابيت و كشش جنسي از همان ابتدا وجود ندارد، با گذر زمان معمولا بدتر مي شود.
۲٫ نداشتن هيچ نقطه اشتراكيهرچند نياز هم نيست كه با فرد مقابلتان مانند دوقلوهاي افسانه اي باشيد، با اين حال ايده ي خوبي نيست كه خود را مجبور به ارتباط داشتن با كسي كنيد كه كاملا در تضاد با شماست.
اگر هيچ زمينه ي مشتركي نداريد، نهايتا به زندگي خواهيد رسيد كه هر يك از زوجين زندگي جداگانه اي خواهند داشت هرچند كه در يك خانه زندگي كنند.
اگر شما فردي برون گرا هستيد و فرد مقابلتان يك درونگراست، يا مثلا اگر شما كوه نوردي دوست داريد و فرد مقابلتان اصلا از بيرون رفتن از خانه خوشش نمي آيد، چنين تفاوت هايي مي تواند رفته رفته شما دو نفر را از هم دلزده و خسته كند.
۳٫ يك شخصيت كنترل كننده و طلب كنندهبه علت اينكه افراد معمولا در روزهاي اول ارتباط بهترين رفتارهاي خود را بروز مي دهند، هر گونه نشانه اي از اينكه فرد مقابلتان ممكن است كنترل گر و يا طلب كننده باشد را مد نظر قرار دهيد.
اين رفتارها نه تنها به مرور زمان ممكن است بدتر شوند بلكه همچنين ممكن است نشانه اي از يك شريك سوء استفاده گر و آزارگر باشد. و قاعدتا اينها نشانه هاي فردي است كه شما مي خواهيد از او فرار كنيد.
۴٫ عادات متفاوت از مسائل ماليپول هميشه و غالبا يكي از مسائلي است كه زوجين بر سر آن بحث و دعوا مي كنند بنابراين، شگفت زده نشويد اگر همين مساله باعث دعواي شما دو نفر نيز شود.
اين مساله نيز به مرور ممكن است بدتر شود چرا كه يك جنبه ي مهم در زندگي روزمره است.
يك رابطه را تنها به خاطر اينكه در مورد مسائل پولي استرس داريد به هم نزنيد.
همچنين صرفا به خاطر مديريت مالي فرد مقابلتان به او احترام نگذاريد يا دوسش نداشته باشيد بلكه به جاي اين كارها قبل از اينكه موضوع از كنترلتان خارج شود، راجع به آن صحبت كنبد و تعامل داشته باشيد تا ديدگاههاي همديگر را بر سر اين مساله بدانيد.
چگونه آسيب هاي بعد از طلاق را ترميم كنيم؟روانشناسي اعتماد به نفس از دست رفتهروان شناسي حيرت آور، گزارشي از يك نمونه واقعيهوش هيجاني و مدل چهارعاملي گلمنآيا روان شناسان اينترنتي رايگان واقعي هستند؟۵٫ مشكلاتي از گذشتههر دعوايي راجع به اعضاي خانواده يا افراد قبلي به مرور زمان بدتر خواهد شد بنابراين در صورت بروز اينگونه مسائل سعي كنيد اينها را در نطفه خفه كنيد.
زماني كه در برخورد با مسائل ناشي از گذشته فكر مي كنيد كه همان فرد سابق نيستيد و ديدتان عوض شده و يا موقعيت تغيير كرده است.
بهتر است در همان ابتدا با خودتان توافقي داشته باشيد راجع به اينكه صحبت راجع به چه مسائلي مشكلي ندارد و چه چيزهايي نبايد مورد صحبت قرار بگيرند؟
و اينكه دفعه ي بعد كه اين مساله رخ داد چگونه بايد با آن برخورد كنم و چه برنامه اي داشته باشم.
۶٫ مسائل مرتبط با حد و مرزهامرزهاي نامشخص در ارتباط هميشه منجر به انزجار مي شوند كه مي تواند واقعا در طول زمان بدتر شوند.
اين مرزها هم براي شما و هم براي فرد مقبالتان صدق مي كنند. هرچند همه ي ما مي خواهيم ديگري را عاشقانه دوست داشته باشيم .
مهم نيس چه پيش آيد، با اين حال لازم است كه ما اول خودمان را دوست داشته باشيم و مرزهاي سالم و استانداردهايي مشخصي را تعيين كنيم و بهترين كار اين است.
يكبار كه شما اين كار را انجام دهيد (و فرد مقابلتان همان كار را انجام دهد) يك ارتباط سالم تر و موفق تر خواهيد داشت. نداشتن حد و مرزهاي مشخص در طرفين به مرور زمان بدتر شده و باعث ايجاد خشم از همديگر خواهد شد.
۷٫ عدم توانايايي براي برقراري ارتباطيك ارتباط باز و صادقانه چيزي است كه شما بايد در تمام مدت ارتباط بر روي آن كار كنيد. عادات ارتباطي ضعيف نهايتا به ارتباط آسيب مي رسانند.
اگر هر دوي شما نمي توانيد به شيوه اي سالم دعوا كنيد يا در مورد مشكلات به توافق برسيد، به نظر مي رسد احتمال شكست اين رابطه زياد است.
۸٫ بي احترامي و روراست نبودناگر فردي از همان ابتدا نمي تواند رفتار محترمانه اي از خود نشان دهد، تصور كنيد بقيه ي عمرش چگونه رفتار احترام برانگيز خواهد داشت؟
اگر متوجه چشم چراني يا اعمال و كلماتي از او شديد كه زشت و زننده است و باعث مي شود كه شما با خود بگوييد اين درست نيست، دقت بيشتري به ارتباط و آينده ي خود به خرج دهيد.
به احتمال قوي اصلا اين فرد ارزش صداقت و روراستي را ندارد و اين مي تواند منجر به صدمات و ناراحتي هاي بسيار در طول زندگي شود.

۹٫ خيانتچشم چراني يك مشكل است. اما اگر فكر مي كنيد كه فرد مقابلتان ممكن است خيانت كند يا اگر نشانه هايي بروز مي دهد از اينكه قبلا به كسي خيانت كرده، از اين فرد فاصله بگيريد و خود را نجات دهيد.
عدم وفاداري معمولا عمده ترين عاملي است كه يك ارتباط را بهم مي زند و نشان دهنده ي مشكلات عديده اي است.


نه تنها خيانت به خودي خود مشكل بزرگي است بلكه همچنين ريشه در مسائل و مشكلات عميق تري مانند هر گونه عدم اعتماد و احترام دارد. و اين چيزي نيست كه شما بخواهيد با آن دست و پنجه نرم كنيد.
۱۰٫ راز و رمزهاي ماليبه نظر مي رسد ايده ي خوبي باشد كه اگر بخواهيد راز و رمزهاي مالي خود را در همان چند ماه اول رابطه با فرد مقابلتان در ميان بگذاريد.
و اين اطمينان را حاصل كنيد كه تمام اين اطلاعات را در قرار اول بروز نمي دهيد. اما اين به اين معني نيست كه شما براي هميشه رازهاي خود را پنهان كنيد به خصوص اينكه بهرحال اين رازها روزي مشخص خواهند شد.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-مشكلات اوايل ارتباط كه به مرور زمان بدتر خواهند شد







ارتباط,كشش جنسي ,قبل ازدواج,روابط دوستي,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
۸ عامل جلوگيري از خواب نامناسب و كابوس
۸ عامل جلوگيري از خواب نامناسب و كابوس

آيا از خستگي زيادتر زمان بيدار شدن نسبت به خستگي زمان به تخت خواب رفتن خسته شده ايد؟ آيا داشتن خواب شب خوب براي شما جذاب تر از نصف روياهاي يادآوري شده مي باشد؟
در صورتي كه شما در هنگام خواب رفتن لحظه هاي سختي داشته باشيد يا دير وقت به خواب رفته باشيد، علت اين كار انجام دادن يا ندادن يك سري از كارها مي باشد.
در اينجا هشت دليل اصلي براي داشتن مشكلات خواب بيان شده است.
كار در طول شبقدم زدن همراه با سگ خود قبل از خواب يك كار خوبي مي باشد، ولي ضربان قلب، كاركردن قلب در انتشار خون در طول سه ساعت از زمان خواب شما پايين مي آيد.
دماي بدن شما و ضربان قلب شما در طول خواب به صورت نرمال پايين مي آيد، ولي كار كردن منجر به افزايش اين دو مورد از عملكرد بدن مي شود و سيستم عصبي كل شما را تحريك مي كند تا براي خوابيدن مشكل داشته باشد.
در مقابل، كارهاي خودتان را براي صبح برنامه ريزي كنيد، يا بعد از شام به باشگاه برويد.
مصرف الكل قبل از زمان خوابدر حالي كه يك ليوان مشروب براي شروع رابطه عاشقانه مي تواند مناسب باشد – و خود روابط عاطفي يكي از بهترين مقدمات براي خواب مي باشند
– ولي در صورتي كه قبل از زمان خواب در مصرف الكل زياده روي كنيد، احتمالا خواب شما دچار مشكلاتي خواهد شد.
هر چند كه تاثير اوليه الكل عبارت از ريلكس شدن مي باشد – بنابراين به احتمال زياد بعد از مصرف مشروب، به صورت سريع به خواب خواهيد رفت
– ولي الكل منجر به ايجاد اختلال در چرخه خواب شما مي شود، به خصوص خواب REM كه شامل زمان رويا ديدن مي باشد.
نتيجه اين كار چند بار بيدار شدن در طول خواب و نداشتن استراحت انرژي بخش و شادي آور مي باشد.
علاوه بر اين، احتمالا شما در طول بيدار شدن در شب به حمام هم نياز خواهيد داشت، كه اين مورد هم منجر به آسيب رساندن بيشتر به كيفيت خواب شما خواهد شد.
چگونه آسيب هاي بعد از طلاق را ترميم كنيم؟روانشناسي اعتماد به نفس از دست رفتهروان شناسي حيرت آور، گزارشي از يك نمونه واقعيهوش هيجاني و مدل چهارعاملي گلمنآيا روان شناسان اينترنتي رايگان واقعي هستند؟دماي اتاقبيشتر كارشناسان حوزه خواب توصيه مي كنند كه دماي اتاق خواب را در طول شب ما بين ۶۵ تا ۷۲ درجه نگه داريد.
ولي اكثر افراد با كمتر كردن ترموستات تا سطح يخ زدن در طول تابستان، و خاموش كردن AC در طول تابستان كه منجر به گرم شدن دماي اتاق مي شود، سعي مي كنند كه هزينه هاي انرژي خودشان را پايين بياورند.
هر دو اين موارد حدي و افراطي براي شما مضر هستند. بدن شما براي داشتن يك خواب نيرو بخش در طول شب، نياز دارد كه يك مقداري خنك باشد كه اين شرايط در اتاق داراي گرماي بيش از حد غيرممكن مي باشد.
از طرف ديگر، يك اتاق بيش از حد سرد منجر به بيدار شدن شما خواهد شد.
در صورتي كه نخواهيد ترموستات را در يك سطح مناسبي تنظيم كنيد، در آن صورت در هنگام خوابيدن جوراب هاي ضخيمي را بپوشيد و از پتوي مناسب استفاده كنيد و براي تابستان يك پنكه قابل حمل را در دسترس داشته باشيد.
استرس و نگرانيشايد رايج ترين دليل غيرباليني مربوط به داشتن بيخوابي كوتاه مدت، عبارت از وجود داشتن نگراني ها يا استرس مي باشد.
در طول روز، فعاليت هاي مربوط به زندگي منجر به حواسپرتي شما مي شوند، ولي زماني كه در تخت خواب قرار مي گيريد، ذهن شما آزاد و سردگردان مي شود.
براي اكثر افراد، اين مورد مناسبي نمي باشد كه ذهن آنها فقط بر روي موارد منفي متمركز شود.
شما با استفاده از روشهاي زير مي توانيد با اين شرايط مقابله كنيد:
قبل از زمان خوابيدن نگراني هاي خودتان را بنويسيد، و همراه با آن مواردي را كه نسبت به آن قدردان هستيد را هم بنويسيد و اين كار را هر روز و به عنوان يك كار روتين و در زمان قبل از خواب انجام بدهيد.در صورتي كه ذهن شما شروع به اذيت كردن شما كند، بدون اينكه لامپ ها راروشن كنيد، از تخت خواب بيرون بياييد و در يك گوشه ديگري از خانه تاريك بشينيد.اين كار منجر به از بين رفتن چرخه هاي نگراني خواهد شد و احتمالا به اين نتيجه خواهيد رسيد كه ذهن شما براي برگشت به تخت خواب، به صورت سريع به آرامش مناسب دست پيدا مي كند.يكي از بهترين روش ها براي مقابله با نگراني و استرس، عبارت از انجام دادن تمرين مديتيشن روزمره مي باشد.شما نيازي به داشتن تخصص و مهارت در يوگا يا چند ساعت نشستن بر روي حصير نداريد – فقط ده دقيقه در طول هر روز كافي مي باشد.مصرف كافئين در بعد از ظهرشما نسبت به اين موضوع مطلع هستيد كه خوردن قهوه در زمان خواب يك ايده نادرستي است، ولي آيا مطلع هستيد كه نيمه عمر قهوه ۳ تا ۵ ساعت است.
به اين معنا كه در طول اين بازه زماني نصف دوز آن از بين مي رود، و نصف ديگر آن براي يك مدت طولاني تر در بدن شما باقي مي ماند؟
به همين دليل است كه يك فنجان جو[۱] در بعد از ظهر مي تواند منجر به ايجاد اختلال خواب شما در شب شود.

هرچند كه تاثير قهوه بر روي شما بستگي به تحمل شما، مقدار دوز مصرفي و سن شما دارد، ولي بهترين حالت عبارت از مصرف كمتر از ۴۰۰ ميلي گرم قهوه در هر روز و عدم مصرف آن بعد از شام مي باشد.
[۱] Joe

به اشتراك گذاري تخت خوابهر چند كه مزاياي همراهي در تمامي حوزه هاي زندگي تاثيرگذار است، ولي يكي از جاهايي كه تنها بودن براي شما بهتر است، عبارت از تخت خواب مي باشد.
به اشتراك گذاري جاي خوابتان با يك چيز ديگر، چه يك انسان يا يك حيوان چهار پا، در صورتي كه شريك تخت خواب شما خروپف كند.
كنار شما قرار بگيرد، پتو يا ملافه را به سمت خودش بكشد يا يك سري كارهاي ديگري انجام بدهد و شما را ناراحت كند، كيفيت خواب شما را به صورت قابل توجهي پايين خواهد آورد.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-۸ عامل جلوگيري از خواب نامناسب و كابوس







خواب,خواب نامناسب ,كابوس,خواب راحت,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
درمان به وسيله مدل سيستم درون خانوادگي IFS
درمان به وسيله مدل سيستم درون خانوادگي IFS

سيستم هاي درون خانوادگي (IFS) از ايده ي نظريه ي سيستم هاي خانواده استفاده مي كند- اين ايده كه افراد نمي توانند به طور كلي جدا از واحد خانواده درك شوند
– تا تكنيك ها و استراتژي هايي را براي پرداختن موثر به مسائل درون جامعه يا خانواده ي دروني خود ارائه دهد.
اين رويكرد معتبر بر اين فرض استوار است كه فرد داراي تنوعي از زيرشخصيت ها يا بخش هايي است و تلاش مي كند تا هر كدام از اين بخش ها را بهتر درك كند تا بتواند به درمان دست پيدا كند.
با يادگيري اين كه بخش هاي مختلف به عنوان يك سيستم چه عملكردهايي دارند و چگونه كل سيستم به سيستم هاي ديگر و افراد ديگر واكنش نشان مي دهند،
افراد حاضر در درمان غالبا مي توانند با كمك يك متخصص سلامت رواني آموزش ديده، بهتر قادر باشند تا ريشه هاي تعارضات را پيدا كنند، هر پيچيدگي و تناقضي كه رخ مي دهد را مديريت كنند و به رفاه بيشتري دست پيدا كنند.
مدل درماني IFSاز نظر مركز مشاره : IFS مبتني است بر مدلي يكپارچه. اين رويكرد عناصر مشخص از هر مكتب مختلف روانشناسي.
مانند چندگانگي ذهن و سيستم هاي تفكر را تركيب مي كند بطوري كه در عين حال هر يك از اين زيرشخصيت ها يا بخش ها ويژگيها و ادراكات خود را دارا مي باشند.
عناصر و مولفه هاي مختلف در راستاي هدف درك و پرداختن موثر به موارد ساختاري و روايي بخش هاي مختلف ذهن متحد مي شوند.
تكنيك هاي اين درمان براي هر سطح از هشياري زيرشخصيت هاي مختلفي مي بيند، هر زير شخصيت علايق، ناخوشايندها و تاريخچه ي خود را دارد و هر زير شخصيت به نظر يك نقش متمايز را در دستيابي به خودمحافظتي براي فرد در درمان بازي مي كند.
هر بخش درون هر فرد مسئول دفع رفتارها، اعمال و يا عكس العمل هايي است كه مي تواند منجر به نقص عملكرد و يا عدم هماهنگي درون فرد شوند.
بدين ترتيب، هر بخش بخاطر عملكرد اوليه اي كه دارد مهم و متمايز شمرده مي شود.
بخش ها مي توانند همچنين داراي نقش هاي سالم و كارآمد و يا نقش هاي افراطي شناخته شوند. بخش هايي كه داراي نقش هاي افراطي ياد شده هستند ممكن است از كار درمان بهره ببرند.
مدل IFS بر شبكه اي از ارتباطات بين بخش ها تاكيد مي كند چرا كه بخش ها ممكن است قادر به تجربه تغيير به طور مجزا و به خودي خود نباشند.
فرض هاي پايه اي اين مدلa) اين ماهيت مغز است كه به تعدادي نامشخص از بخش ها يا زيربخش هاي شخصيتي مختلفي تقسيم شود.
b) هر كسي يك خود دارد و اين خود مي تواند و بايد سيستم دروني آنها را مديريت كند.
c) تمايل غير افراطي هر بخش چيزي مثبت براي فرد است. هيچ بخش “بدي” وجود ندارد و هدف از درمانگري حذف برخي بخش ها نيست بلكه بجاي آن كمك به آنها براي پيدا كردن نقش هاي غير افراطي مي باشد.
d) زماني كه ما رشد مي كنيم، بخش هاي ما رشد پيدا مي كنند و يك سيستم پيچيده از تعاملات در ميان خودشان را شكل مي دهند .
بنابراين، تئوري سيستم ها مي تواند براي سيستم دروني به كار گرفته شود. زماني كه سيستم تشخيص داده مي شود، بخش ها مي توانند به سرعت تغيير پيدا كنند.
e) تغييرات در سيستم دروني، تغييرات در سيستم بيروني را تحت تاثير قرار مي دهد و به عكس. اجراي اين فرض مستلزم اين است كه هر دوي سطوح دروني و بيروني بايستي ارزيابي شوند.
چگونه آسيب هاي بعد از طلاق را ترميم كنيم؟روانشناسي اعتماد به نفس از دست رفتهروان شناسي حيرت آور، گزارشي از يك نمونه واقعيهوش هيجاني و مدل چهارعاملي گلمنآيا روان شناسان اينترنتي رايگان واقعي هستند؟
اهداف كلي اين درمانa) براي دستيابي به تعادل و هارموني درون سيستم دروني
b) براي تمايز قائل شدن و بالا بردن خود به طوري كه بتواند رهبر موثري در سيستم باشد
c) زماني كه خود در رهبري است، بخش ها وردي براي خود تامين خواهند كرد اما به رهبري احترام گذاشته و تصميم گيري خود را سرعت مي بخشد.
d) همه ي بخش ها وجود خواهند داشت و استعدادهاي خود را كه تمايلات غير افراطي را منعكس مي سازند، در اختيار خواهند گذاشت.
بخش ها
a) زيرشخصيت ها ابعادي از شخصيت ما هستند كه بصورت دروني در سكانس ها و استايل هايي بصورت دروني در تعامل هستند و مشابه روش هايي هستند كه مردم با همديگر تعامل مي كنند.
b) بخش ها ممكن است به طرق مختلفي تجربه شوند- افكار، احساسات، عواطف، تصاوير و غيره.
c) تمام بخش ها چيزي مثبت براي فرد مي خواهند و از استراتژي هاي مختلفي براي بدست آوردن تاثيربخشي درون سيستم دروني بهره خواهند گرفت.
d) بخش ها يك سيستم پيچيده اي از تعاملات را ميان خود بسط خواهند داد. به محضي كه بخش ها خواستار تاثير درون سيستم دروني باشند، تضادها رشد مي كنند.
e) هرچند تجارب بخش ها را تحت تاثير قرار مي دهند، با اين حال، بخش ها توسط تجارب ايجاد نمي شوند. آنها هميشه در حال تجربه كردن هستند چه به عنوان تجربه بالقوه و يا در واقع.
f) بخش هايي كه افراطي عمل مي كنند، وظايفي را به عهده دارند. – انرژي هايي كه در طبيعت عملكرد آن بخش ذاتي نيستند و به طبيعت هيچ بخشي تعلق ندارند.
مانند باورها، احساسات و يا فانتزي هاي افراطي. مي توان به بخش ها كمك كرد تا ديگر وظيفه اي سنگين حمل نكنند و به تعادل طبيعي خود برگردند.
g) بخش هايي كه اعتماد خود را به رهبري خود از دست داده اند، با خود تركيب شده و يا از خود فراتر مي روند.
گونه هاي متمايز از بخش ها در مدل IFS:از نظر مركز مشاوره و روانشناسي ايران : به طور كلي در مدل IFS سه مدل از بخش وجود دارد:
۱٫ مديران مسئول حفظ يك سطح عملكردي هشيار در زندگي روزانه هستند كه به وسيله ي دفع تعاملات، احساسات يا تجارب ناخواسته و يا غير كارآمد ناشي از محرك هاي بيروني اين كار را انجام مي دهند.
۲٫ نفي شده ها يا تبعيدي ها اغلب در حالتي وجود دارند كه درد و يا تروما رخ مي دهد كه ممكن است ناشي از تجارب دوران كودكي باشند.
مديران و آتش نشان ها اين بخش ها را تبعيد مي كنند و آنها را از رسيدن به سطح هشيار باز مي دارند به طوري كه عملكرد صحيح و حفاظت رخ مي دهد.
۳٫ آتش نشان ها به عنوان عوامل حواس پرتي براي ذهن عمل مي كنند زماني كه تبعيدي ها از بند رها مي شوند.
به منظور حفاظت از هشيار از حس درد ناشي از نفي شده ها، آتش نشان ها يك شخص را از عمل غير كنترلي باز مي دارند و او را در رفتارهايي درگير مي كنند كه نرمش بيتشري دارند و يا اعتيار آور و زمان بر هستند.
آتش نشان ها ممكن است توجه را به نواحي ديگر مانند سكس، كار ، غذا، الكل يا مواد مخدر معطوف مي كنند.
زماني كه نفي شده ها بخش هايي هستند كه حفظ شده اند، مديران و آتش نشان ها نقش حفاظت گران را بازي مي كنند.

درك خود در IFSدر درمان مبتني بر IFS، خود بيانگر محملي براي هشياري است و آنچه هر فرد در هسته ي آن قرار دارد.
خود نشان دهنده ي بسياري از كيفيت هاي مثبت مانند پذيرش، اعتماد به نفش، آرامش، درايت، همدلي، ارتباط، مديريت و رهبري و دورنما است.
برخلاف بخش هاي قابل رويت، خود هيچ وقت ديده نمي شود. آن شاهد “من” در دنياي دروني است- اين جنبه از فرد مشاهده را انجام مي دهد.
هدف مدل IFS تمايز قائل شدن بين خود و ديگر بخش هايي (مديران، آتش نشان ها و تبعيدي ها) است كه دنياي دروني هر فردي را شكل مي دهند.


هدف اوليه ي اين مدل صلب مسئوليت يا بازسازي بخش هاي افراطي و يا ناخواسته و اعمال يك سيستم دروني هماهنگ، سالم و مورد اعتماد است كه توسط خود هدايت و سرپرستي مي شود.
زماني در يكي از حالات خود، مردم در درمان خواهند دانست كه به هر بخشي به منظور ارتقاي هماهنگي سيستم دروني چه بگويند.
مدل درماني IFS و درمانگران آن سعي مي كنند به مردم كمك كنند تا به حالتي از خود برسند كه بتوانند براي خانواده هاي دروني خود مشاور باشند.
اين هماهنگي افزايش يافته ي دروني اغلب منجر به افكار مثبت و رفتارهاي مثبت در زندگي بيروني هر فرد مي شوند.
مشكلاتي كه با مدل IFS درمان مي شوند.IFS براي درمان تنوع زيادي از وضعيت هاي سلامت روان و مسائل روان شناختي به كار مي رود. ممكن است براي خانواده، زوج ها و وضعيت هاي فردي و افراد به كار رود.
از نوامبر سال ۲۰۱۵، اين نوع از درمان در ليست پايگاه جهاني براي برنامه ها و دوره هاي مبتني بر مدارك (NREPP) قرار گرفته است.
ثابت شده است كه اين نوع درمان براي بهبود سلامت و بهبود عمومي احساسي و رواني موثر واقع شده .
به عنوان يكي از نشانه هاي نويدبخش بخش از درمان فوبيا، اضطراب عمومي و اضطراب حاد ، افسردگي و و برخي دردهاي فيزيكي و روان تني به شمار مي رود.
مشكلاتي كه با روش درمان IFS درمان مي شوند عبارتند از:
تروماسوء استفاده ي جسمي، عاطفي و جنسيرفتارهاي تكانشيافسردگيدوقطبيمشكلات مرتبط با تصوير بدناضطرابفوبيااعتياد و وابستگي به مواد مخدر و داروچه اتفاقي در جلسه درمان مبتني بر IFS رخ مي دهد؟يك جلسه از درمان مبتني بر IFS ممكن است به گونه ي درمان سنتي گفتار درماني باشد.
اما درمانگر همچنين بر يك محيط دروني در فرد كه تحت تاثير قرار گرفته يا مشكل دار است تمركز مي كند و به فرد كمك مي كند تا به بخش هاي مختلف خود متصل شود.
به عنوان مثال، در رابطه با فردي كه مبتلا به اعتياد به الكل است، ممكن است از او خواسته شود تا آرامش خود را حفظ كند، چند نفس عميق بكشد و تلاش كند بخشي از درون خود كه همچنان مي خواهد به خوردن الكل ادامه دهد را حس كند.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-درمان به وسيله مدل سيستم درون خانوادگي IFS







سيستم درون خانوادگي,مدل درماني IFS ,مدل درماني,درمان,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
اقدامات باليني در سلامت روان
اقدامات باليني در سلامت روان

شناخت اقدامات باليني براي نوجوانانعبارت باليني اشاره به كمك ارائه شده براي نوجوانان از طريق متخصصان سلامت روان دارد.
اقدام اشاره به تكنيك هاي درماني و برنامه هاي درماني دارد كه مخصوص ارائه كمك به نوجوانان داراي مشكل مي باشد.
زماني كه اين دو كلمه در كنار يكديگر بيايند، اقدام باليني بيان كننده روش هاي تخصصي بيشماري خواهد بود كه براي كمك به نوجواناني طراحي شده اند كه داراي مشكلاتي مي باشند .
به تنهايي نمي توانند آنها را رفع كنند. زماني كه اين شرايط صورت مي گيرد، افراد بزرگسال مداخله مي كنند تا ضروري ترين كمك ها را ارائه كنند كه به شكل هاي متنوعي صورت مي گيرد.
دلايل نياز نوجوانان به اقدامات بالينينوجواناني كه در اغلب مواقع دچار ناراحتي هايي مي شوند كه به صورت خود به خود درمان نمي شود، هر چه كه سريع تر به درمان مراجعه كنند، شانس بيشتري را براي بهبود موفق خواهند داشت.
بهترين اقدام درماني مربوط به نوجوان در هر زمان خاص به مشكلات خاصي كه تجربه مي كنند، مدت زماني كه اين مشكلات وجود داشته است و شدت مشكلات موجود بستگي دارد.
دلايل رايج مربوط به مراجعه نوجوانان به اقدامات باليني مي تواند شامل موارد زير باشد:
اضطرابافسردگيبرش در يك جاي بدنمصرف الكل و / يا موادتفكرات يا رفتارهاي خود كشيغذا نخوردن يا پرخوري بيش از حدحمله كردنرفتار خشن و متجاوزكارانهعدم داشتن خواب كافي يا مشكلاتي در بيرون آمدن از تخت خواباز دست دادن علاقمندي به فعاليت هاي نرمال، به خصوص فعاليت هايي كه در حالت معمول لذت بخش مي باشند
چگونه آسيب هاي بعد از طلاق را ترميم كنيم؟روانشناسي اعتماد به نفس از دست رفتهروان شناسي حيرت آور، گزارشي از يك نمونه واقعيهوش هيجاني و مدل چهارعاملي گلمنآيا روان شناسان اينترنتي رايگان واقعي هستند؟اقدامات درماني قابل دستيابي براي نوجواناناقدامات درماني متنوعي براي كمك به نوجوانان وجود دارد كه بر اساس شدت مشكل شامل موارد زير مي باشد:
كتاب هاي خود راهنماييبيمارستان هاي روان پزشكيفرد درمانيگروه درمانيارزيابي روان شناختيبرنامه ۱۲ مرحله ايانواع برنامه هاي روان درماني براي نوجوانانانواع مختلفي از روش هاي درماني در دسترس نوجوانان قرار دارند. برخي از رايج ترين آنها عبارتند از:
تمركزهاي بالقوه اقدام بالينياقدام باليني بر روي زمينه هاي مختلفي مي تواند تمركز كند كه شامل موارد زير مي باشند:
درمان شناختي – رفتاري[block]5[/block] (CBT):كه بر روي كمك به نوجوانان متمركز است تا الگوهاي تفكر منفي و مضر آنها به الگوهاي تفكر مثبتي تبديل شد.
CBT براي نوجوانان دچار شده به افسردگي و اضطراب بسيار مناسب مي باشد.
درمان رفتاري – مناظره اي[block]6[/block] (DBT):كه به نوجوانان كمك مي كند مسوليت رفتارها و مشكلات خودشان را بر عهده بگيرند. DBT به طور خاص براي نوجواناني مفيد است كه داراي اختلال شخصيتي حدي هستند يا افرادي كه داراي تفكرات خودكشي يا رفتار خود آسيب زن هستند.
خانواده درماني:كه به كل اعضاي خانواده كمك مي كند تا نحوه حمايت از نوجوان را ياد بگيرند و رفتارهاي مشكل زاي وي را متوقف كنند.
گروه درماني:كه به نوجوان كمك مي كند تا نحوه مقابله را در مجموعه اجتماعي تر ياد بگيرد.
درمان ميان فردي:كه بر روي نحوه تاثير اتفاقات زندگي بر روي عواطف نوجوان متمركز است و تلاش مي كند تا مشكلات موجود در رابطه را رفع كند.
روان درماني روان كاوي:كه شامل برون سازي چالش هاي دروني نوجوان شما مي باشد كه منجر به ايجاد مشكلاتي براي وي مي شود و منجر به تحريك رفتار يا تفكرات وي مي شود.
[۱] Cognitive – behavioral therapy
[۲] Dialectical behavior therapy
حل كردن يك مشكل خاصافزايش ظرفيت نوجوان شما براي مقابله با رفتارها، تفكرات و / يا احساساتي كه منجر به ايجاد مشكلات وي شده است.پيشگيري از يك مشكل خاصكمك به نوجوان شما براي به دست آوردن توازن رواني، آرامش و خوشحالي در زندگي خودش به منظور مقابله با شرايط موجود[۱] Cognitive – behavioral therapy
[۲] Dialectical behavior therapy

تمركزهاي بالقوه اقدام بالينياقدام باليني بر روي زمينه هاي مختلفي مي تواند تمركز كند كه شامل موارد زير مي باشند:


حل كردن يك مشكل خاصافزايش ظرفيت نوجوان شما براي مقابله با رفتارها، تفكرات و / يا احساساتي كه منجر به ايجاد مشكلات وي شده است.پيشگيري از يك مشكل خاصكمك به نوجوان شما براي به دست آوردن توازن رواني، آرامش و خوشحالي در زندگي خودش به منظور مقابله با شرايط موجودسوالاتي كه بايد در رابطه با مورد نياز بودن اقدام باليني براي نوجوان پرسيده شونددر صورتي كه فكر كنيد نوجوان شما داراي مشكلاتي مي باشد كه به يك كمك نياز دارد، در اينجا چند سوال آورده شده است كه شما مي توانيد براي تعيين مورد نياز بدن اقدام باليني از خودتان بپرسيد:

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-اقدامات باليني در سلامت روان







اقدامات باليني,اقدامات درماني ,سلامت روان,نوجوانان,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
۱۵ روش مفيد براي درمان افسردگي همسر
۱۵ روش مفيد براي درمان افسردگي همسر

زماني كه در يك رابطه قرار داريد، هر چقدر كه همسر شما به اين رابطه مربوط باشد، شما هم به همان ميزان مربوط خواهيد بود، و بالعكس.
بنابراين در صورتي كه همسر شما افسرده باشد، شناخت نحوه مديريت آن به صورت سالم، مفيد و حمايتي اهميت زيادي خواهد داشت – اين كار را بايد به خاطر سلامت رواني همسرتان انجام بدهيد.
مشاهده كردن همسرتان در يك وضعيت داراي سختي، همانند افسردگي، مي تواند براي هر دو شما سخت باشد. شايد ندانيد كه چه كاري بايد انجام بدهيد يا چه چيزي بگوييد.
همچنين ممكن است كه همسر شما از اينكه شما را درگير اين مشكل كرده است، احساس بدي داشته باشد.
ولي همچنان روش هايي براي دوست داشتن و حمايت كردن، شناختن و كمك كردن، همدلي كردن و تشويق كردن وجود دارد – بنابراين هر دو شما مي توانيد احساس خودتان را نسبت به يكديگر نشان بدهيد.
حتي با بودن ساده در كنار وي و تقديم كردن يك شانه درك كننده براي گريه كردن مي توانيد دنياي متفاوتي براي وي بسازيد.
مارال ديبلر[۱] به عنوان يك روان شناس باليني معتقد است كه “حمايت اجتماعي نقش مهمي را در بهزيستي عاطفي دارد.
افرادي كه با افسردگي مواجه هستند، تمايل دارند تا خودشان را از ساير افراد دور نگه دارند و نپذيرفتن كمك طرف مقابل براي آنها يك مورد عادي مي باشد.
بنابراين براي فردي كه دوست داريد و با افسردگي مواجه است، حمايت كردن شما از وي اهميت زيادي را در زندگي اش خواهد داشت.”
شما با مراقبت كردن از خودتان و آگاهي يافتن نسبت به نحوه مراقبت از همسرتان – حتي از طريق روش هاي محدود – مي توانيد به روشي از آنها حمايت كنيد كه مفيد باشد.
در ادامه چند توصيه ارائه شده توسط كارشناسان بيان شده است.
آموزش ببينيدآشلي بتز[۲] / باستل
اولين و بهترين مورد عبارت از آموزش ديدن خودتان در مورد افسردگي، ماهيت افسردگي، و تاثير آن مي باشد.
ريتو ريمر[۳] به عنوان يك درمانگر به باستل گفته است كه “در مورد افسردگي و در مورد ماهيت افسردگي خاص مربوط به همسرتان موارد مورد نياز را ياد بگيريد.
دانش قدرت ايجاد مي كند”. همچنين شما با به دست آوردن شناخت بهتر نسبت به افسردگي، مي توانيد كمك مفيدي را به همسرتان ارائه بدهيد و از نيازهاي وي طرفداري كنيد.
به آنها بفهمانيد كه تنها نيستندآندرئو زح به باستل
ريمر معتقد است كه افسردگي مي تواند باعث شود كه همسرتان يك ديدگاه منفي نسبت به خودش، دنيا و آينده خودش پيدا كنيد.


به همين دليل پذيرفتن احساسات آنها به جاي رد كردن آنها اهميت زيادي دارد. اين كار همچنين باعث خواهد شد كه همسر شما احساس تنها بودن نداشته باشد.
وي بيان كرده است “همانطور كه فرض شده است و قابل مشاهده هم مي باشد، گفتن آن و نشان دادن آن ارزش بسيار بالايي دارد.”
زماني كه مي خواهند صحبت كنند، توجه كاملي به آنها داشته باشيداشلي بتز/ باستل
هيچ فرد افسرده اي نمي خواهد و نمي تواند كه در مورد شرايط خودش صحبت كند. ولي در صورتي كه همسر شما نياز به صحبت كردن داشته باشد، سعي كنيد كه توجه كامل و مناسبي به وي داشته باشيد.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-۱۵ روش مفيد براي درمان افسردگي همسر







افسردگي, افسردگي همسر,درمان افسردگي,همسر افسرده,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
نحوه رفع مشكلات خواب و بي خوابي شبانه
نحوه رفع مشكلات خواب و بي خوابي شبانه

هر ساله بيش از ۴۰ ميليون نفر در آمريكاي شمالي از اختلالات خوابي رنج مي برند. ۲۰ ميليون نفر ديگر داراي مشكلات خوابي موقتي هستند.
دلايل زيادي براي محروميت از خواب وجود دارد كه برخي از آنها عبارتند از: مشغوليت ذهني، كارهاي طاقت فرسا، نگراني، مهماني ها يا برنامه هاي تلويزيوني آخر شب.
محققان نشان داده اند كه صرف نظر از عامل ايجاد مشكلات خوابي، اين مشكلات داراي آسيب رواني و فيزيكي خواهند بود. در حين اينكه ما خواب هستيم، بدن ما يك سري هورمون هايي را مخفي مي كند كه بر روي وضعيت رواني، انرژي، حافظه و تمركز ما تاثيرگذار هستند.
بررسي هاي صورت گرفته نشان داده اند كه در حين شبيه سازي رانندگي يا يك كار مربوط به هماهنگي دست و چشم، عملكرد افرادي كه داراي خواب مناسبي نمي باشند از نظر ميزان ضعيف بودن، همانند عملكرد افراد مسموم است.
علاوه بر اين، تحقيقات اخير نشان داده اند كه نبود خواب در حد زياد، مي تواند منجر به ايجاد فشار خون بالا و به وجود آمدن مشكلاتي از قبيل ديابت ها شود.
نحوه رفع مشكلات خواب و بي خوابي شبانهنحوه رفع مشكلات خواب و بي خوابي شبانهمشكلات خواب و عوامل آنمشكل ۱: عدم توانايي براي خواب رفتن – عدم توانايي براي در خواب ماندناكثر افراد در برخي از مراحل زندگي شان، به صورت كوتاه مدت يك سري بي خوابي هايي را تجربه مي كنند. بي خوابي شامل مشكلاتي در خواب رفتن، مشكل داشتن در برگشت به خواب و بيدار شدن خيلي زود مي باشد.
بي خوابي در بين زنان، افراد داراي سابقه افسردگي و افراد بالاي ۶۰ سال رواج بيشتري دارد.
بي خوابي موقتي مي تواند به دلايل زير ايجاد شود:شنيدن يك صدايك اتفاق استرس زا، همانند از دست دادن شغل يا مرگ يكي از اعضاي خانواده يا حتي اتفاقات مشكل زايي كه در سرتاسر جهان صورت مي گيرندبرخي از داروهاي خاص مي توانند شما را بيدار نگه دارند، به خصوص داروهاي مربوط به سرما خوردگي و آلرژي ها، بيماري قلبي، فشار خون بالا و دردرفتارهاي بدي كه به خواب ما آسيب مي زنند و شامل نوشيدن الكل و خوردن غذا در زمان نزديك به خواب مي باشندبي خوابي كوتاه مدت فقط چند روز ادامه پيدا مي كند و معمولا منجر به ايجاد هيچ نوع نگراني نمي شود. براي مثال، در نتيجه خستگي و اختلالات خوابي يا حتي در نتيجه تغييرات زماني ايجاد شده در نتيجه تغييرات فصلي، ساعت بدني دروني شما دوباره و طي چند روز تعديل خواهد شد.
بي خوابي در زماني به عنوان يك مورد مزمن در نظر گرفته مي شود كه در بيشتر شب هاي مربوط به چند هفته يا به مدت بيشتر صورت بگيرد.
اين شرايط طولاني تر نياز به مراقبت تخصصي دارند. كارشناسان توصيه مي كنند كه در صورتي كه نسبت به داشتن بي خوابي مزمن نگران باشيد، اين اختلال را همانند يك نوع سردرد در نظر بگيريد.
در صورتي كه اين اختلال به مدت چند روز ادامه پيدا كند و هيچ چيزي در رفع آن مفيد نباشد، شما بايد به يك متخصص مراقبت سلامتي مراجعه كنيد، به خصوص در صورتي كه شما نتوانيد علت اين شرايط را پيدا كنيد.


در برخي مواقع بي خوابي به دليل يك بيماري ايجاد مي شود كه نياز به درمان دارد.
برخي از اين بيماري ها عبارتند از:اختلالات تيروئيدياضطرابافسردگيآرتروز يا التهاب مفصلآسمداشتن سندروم پامشكل ۲: خوابيدن در طول روزاحساس خستگي به صورت تصادفي در طول روز يك مورد نرمالي مي باشد. ولي در صورتي كه خواب آلودگي منجر به ايجاد مشكلاتي در فعاليت هاي روزمره شما شود، اين مورد غيرنرمال خواهد بود.
براي مثال، شما در حين خواندن يك روزنامه، در طول جلسات كاري يا در حين نشستن در مقابل چراغ قرمز نمي توانيد به خواب برويد. تفكر كُند، مشكل داشتن در توجه، سنگين شدن پلك هاي چشم و احساس تحريك پذيري عبارت از ساير علائم موجود مي باشد.
در صورتي كه به صورت مكرر در طول روز احساس خواب آلودگي داشته باشيد، شايد نياز داشته باشيد كه يك مقدار بيشتر بخوابيد. كارشناسان معتقدند كه اكثر بزرگسالان حداقل به هشت ساعت خواب در طول هر شب نياز دارند تا استراحت مناسبي داشته باشند، ولي اين مدت زمان مابين افراد مختلف متغير است.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-نحوه رفع مشكلات خواب و بي خوابي شبانه







اختلالات خوابي,مشكلات خواب,بي خوابي موقتي,بي خوابي,
تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 | 11:18 | نویسنده : dr saba
دلايل نياز جنسي متفاوت در بانوان و آقايان
دلايل نياز جنسي متفاوت در بانوان و آقايان

مردان گرايش به اين فرض را دارند كه رابطه جنسي به خودي خود يك نياز است، صرف نظر از اينكه چه كسي (يا چه چيزي) از آن ناشي مي شود.

خانم ها تمايل دارند تصور كنند كه رابطه جنسي فقط مي تواند نوعي صميميت وعشق باشد.

خانم ها و آقايان هميشه درباره نياز جنسي شان به مشكل بر مي خورند، انگار اين دو موجود حاضر نيستند باور كنند؛ كه تعريف هر كدام از نياز جنسي كاملا متفاوت است .

نيازها و راهبردهاي روانشناختي

همه انسانها نيازهاي اساسي روانشناختي دارند. اگر نيازهاي رواني خود را برآورده نكنيم، گاهي اوقات به شدت رنج مي بريم.

دقيقاً همان گونه كه براي زنده ماندن به غذا، سرپناه و خواب نياز داريم، ما نيز نياز داريم كه نيازهاي رواني خود را برطرف كنيم تا از نظر روحي سالم و پايدار بمونيم.

روانشناسان تعدادي از نيازهاي روانشناختي را مورد مطالعه قرار دادند، كه چهار نياز اساسي شامل اين موارد است : امنيت، عزت نفس، استقلال و ارتباط .

براي اينكه شاد و پايدار باشيم، بايد هر چهار نياز را بطور مداوم برآورده كنيم.

اگر ما اين نيازها را برآورده نكنيم، ذهن مان شروع به منطقي كردن راههاي برآورده شدن آنها مي كند، حتي به قيمت سلامتي جسمي يا روحي ما

حقايق برقراري رابطه جنسي

رابطه جنسي استراتژي است كه ما براي رفع نيازهاي رواني خود استفاده مي كنيم و نه خود يك نياز.

چگونه اين را بدانيم؟ زيرا هيچ مدركي مبني بر اينكه نيست كه تجرد جنسي از نظر جسمي يا رواني ناسالم است وجود ندارد.

شما از داشتن رابطه جنسي كافي نمي ميريد. در حقيقت، به دليل رابطه جنسي خطرات سلامتي زيادي وجود دارد .

حتي مي توان ادعا كرد كه مزاياي روانشناختي و سلامتي از عدم برقراري رابطه جنسي وجود دارد.

اكنون، من نمي گويم كه نبايد رابطه جنسي برقرار كنيم .در حقيقت، رابطه جنسي عالي است. رابطه جنسي ما را شادتر و سالم تر مي كند.

من فقط اشاره مي كنم كه اين يك نياز بيولوژيكي رواني نيست، بلكه يك حركت ساده ديگر است.

از طرف ديگر، اگر نيازهاي رواني براي مدت طولاني برآورده نشود، كاملاً از نظر جسمي و رواني ما را از بين مي برد.

افراد براي برآورده كردن نيازهاي خود، عصبي ، اعتياد و حتي توهم ايجاد مي كنند.

تحقيقات نشان مي دهد كه انزواي اجتماعي از الكلي يا سيگار كشيدن مضر تر است.

پنج افسردگي و استرس با انواع جسمي وحشتناك مرتبط است.

ايده رابطه جنسي به عنوان راهكاري براي رفع نيازهاي روانشناختي براي بسياري از افراد عجيب به نظر مي رسد زيرا رابطه جنسي نيز يك حركت فيزيولوژيكي است مانند غذا خوردن يا خوابيدن.

اما برخلاف غذا خوردن يا خوابيدن، مي توانيد تمام زندگي خود را بدون رابطه جنسي طي كنيد و بدتر از اين نباشيد.

واقعيت اين است كه، به عنوان انسان، ما در واقع تكامل يافته ايم كه از رابطه جنسي براي رفع نيازهاي رواني خود استفاده كنيم، نه نيازهاي جسمي ما.

زن و مرد و نيازهاي متفاوت

بيشتر درك ناسازگار بين زن و مرد و رابطه جنسي ناشي از اين واقعيت است كه زنان و مردان معمولاً براي برآوردن نيازهاي مختلف از رابطه جنسي استفاده مي كنند.

به طور سنتي بهترين مسير زن براي آينده اي امن و فرزندان سالم از طريق ازدواج با مرد موفق بود.

در گذشته، زنان عمدتاً به دنبال داشتن رابطه جنسي به عنوان نوعي امنيت بودند.

حتي امروز، هنوز هم در مردي جذابيت زيادي وجود دارد كه مي تواند يك محيط امن و با ثبات براي يك زن فراهم كند.

زنان همچنين دچار شرم و سركوب جنسي خود در تاريخ شده اند. بنابراين، بسياري از آنها به اين نتيجه رسيده اند كه رابطه معكوس بين رابطه جنسي و نياز به عزت نفس دارند.

درعوض، آنها به احتمال زياد به دليل نياز به برقراري رابطه ، از رابطه جنسي استفاده مي كنند، زيرا به دلايل ديگري شرطي شده اند كه در مورد رابطه جنسي خود احساس بدي كنند.

از سوي ديگر، مردان به طور سنتي زندگي جنسي خود را به عنوان نمادي از وضعيت با ساير مردان استفاده كرده اند.

اگر مردي هستيد كه با زنان زيادي مي خوابيد، معمولاً به عنوان يك مرد موفق تر ديده مي شويد.

منبع: مركز مشاوره و روانشناسي ايران-دلايل نياز جنسي متفاوت در بانوان و آقايان







دلايل نياز جنسي,نياز جنسي,نياز جنسي آقايان,حقايق برقراري رابطه جنسي,