قصه های کودکانه
قصه های کودکانه، قصه های کودکانه جدید دخترانه، قصه کودکانه برای خواب در این مقاله آمده است. قصه های کودکانه نقش مهمی در تربیت و پرورش کودک دارند، در ادامه قصه های آرامبخش کودکانه ذکر شده است که به بهبود خواب و شرایط کودک نیز کمک می کند بنابراین آن را از دست ندهید.
قصه های کودکانه
قصه های کودکانه باعث می شود که کودک تخیل خود را بهتر پردازش دهد در حقیقت داستان کودک فواید زیادی دارد که در ادامه ذکر شده است:
تخیل و خلاقیت را تحریک می کنند.
به ایجاد احساس همدلی با دیگران کمک می کنند.
کمک می کنند تا با ترس های خود مبارزه کنند.
باعث پرورش حافظه می شود.
مهارت های زبانی را توسعه می دهد.
ظرفیت ادراک و درک را گسترش می دهند.
دایره لغات کودک را غنی می سازد.
یک پیوند خانوادگی بسیار مهم ایجاد می کند.
عادت به خواندن، عشق به کتاب را تشویق می کنند.
محرک بصری قوی است
اطلاعات کودک افزایش می یابد.
اگر عصبی باشند در آرام کردن آن ها بسیار موثر هستند.
۱.داستان شاهزاده شاد
روزی روزگاری یک شاهزاده بود، اما نه هر شاهزاده ای، او یک شاهزاده شاد بود. در زمان سلطنت او صلح و رفاه وجود داشت، به طوری که هنگام مرگ او، همه ساکنان شهر تصمیم گرفتند به افتخار او مجسمه ای تماما طلایی، با یاقوت کبود برای چشم و یاقوتی بر روی قبضه شمشیر، برپا کنند.
بنابراین از آن روز مجسمه شاهزاده شاد همیشه مردم شهر را همراهی می کرد. اما سال ها گذشت، آنقدر زیاد که مردم تقریباً فراموش کردند که چرا به آن مجسمه “شاهزاده خوشبخت” می گفتند. یک غروب اواخر تابستان، پرستویی که برای گذراندن زمستان در گرما به سمت جنوب پرواز می کرد، تصمیم گرفت در پای مجسمه استراحت کند.
پرستو فکر کرد، اینجا پناهگاهی خواهم یافت. می خواست سر کوچکش را زیر بالش بگذارد تا بخوابد که قطره ای روی او افتاد. او به آسمان نگاه کرد، اما همه را پر ستاره و بدون ابر دید، با خود فکرکرد چه چیز عجیبی، با وجود آسمان صاف باران می بارد. دوباره یک قطره دیگر روی او افتاد، سرش را بلند کرد و چیز عجیبی ندید.
پرستو ناراحت شد و با خود فکر کرد این مجسمه حتی نمی تواند مرا از باران پناه دهد، با نگاهی به صورت شاهزاده شاد گفت و آن وقت بود که یک قطره دیگر درست روی سرش افتاد. پرستو بلند گفت: این قطرات باران نیستند، اشکی هستندکه از چشمان مجسمه میبارند، پس پر زد و رفت تا بهتر ببیند.
پرستو پرسید، چرا گریه می کنی؟
مجسمه گفت: من شاهزاده شاد هستم و گریه می کنم زیرا از اینجا می توانم تمام بدبختی های مردمم را ببینم و این من را بسیار غمگین می کند.
پرستو که تحت تأثیر قرار گرفته بود گفت: «بسیار متاسفم».
مجسمه گفت: پرستو عزیز، می تونی کمکم کنی. پایین در آن خانه یک زن بسیار فقیر است، او گلدوزی می کند اما پول کافی برای درمان فرزند بیمار خود را ندارد. یاقوتی را که در شمشیر است برایش می بری؟
پرستو گفت: اما من باید به سمت جنوب پرواز کنم.
اما نگاه اشک آلود شاهزاده باعث شد نظر خود را تغییر دهد پس گفت: باشه، فقط امشب اینجا می مونم و کمکت می کنم.
پرستو یاقوت را گرفت و برای زن برد و وقتی پسرش را با تب شدید در رختخواب دید، لحظه ای روی صورتش ایستاد تا با بال زدنش او را کمی خنک کند. سپس نزد شاهزاده شاد بازگشت و استراحت کرد.
عصر روز بعد پرستو به شاهزاده گفت که می رود.
در اینجای قصه های کودکانه، شاهزاده گفت: پرستو ، یک شب دیگر بمان. مرد جوانی را می بینم که گرسنه است و در سرما در آن خانه زندگی می کند، یکی از یاقوت های کبود را که چشمان من است بردار و برایش ببر.
پرستو در آن زمان اعتراض کرد، اما شاهزاده اصرار کرد و پرستو را راضی کرد و یاقوت کبود را برای مرد جوان برد.
روز بعد پرستو سعی کرد با شاهزاده خداحافظی کند، اما شاهزاده او از او خواست که یکشب دیگر نیز بماند و به پرستو گفت که یک دختر کبریت فروش را دیده که حتی یک کبریت هم نفروخته بود و مطمئناًغذایی برای خوردن ندارد.
شاهزاده شاد گفت: “یاقوت کبود چشم دیگرم را برایش ببر.”
پرستو گفت: اما در آن صورت شما کور خواهید شد!
مجسمه گفت: مهم نیست.
پس پرستو یاقوت کبود را گرفت و برای دخترک کبریت فروش برد.
پرستو نزد شاهزاده برگشت و متوجه شد که چهره او آرام تر است. اما حالا نابینا شده بود و نمی توانست او را تنها بگذارد.
پرستو گفت: حالا دیگر نمی توانی مردم شهرت را ببینی… من در کنارت می مانم و چشمانت خواهم بود
مجسمه گفت: ولی پرستو من تو باید بری جنوب!
اما پرستو نمی خواست او را ترک کند و شروع به پرواز در سراسر شهر کرد و هر آنچه را که دید به او گفت. وقتی با گدا، فقیر یا نیازمندی روبرو می شد، از بدن مجسمه شاهزاده شاد، ورق طلایی کوچکی برمی داشت و برایشآن می برد.
تا اینکه مجسمه شاهزاده شاد کاملاً خاکستری و برهنه شد، بدون اینکه حتی یک برگ طلایی روی آن باشد.
اما اکنون ساکنان شهر کمی شادتر بودند. سرانجام لبخند بزرگی روی صورت شاهزاده بود و پرستو هرگز از همراهی با او دست برنداشت.
نتبجه اخلافی: همه ما میتوانیم کارهای زیادی برای کمک به دیگران انجام دهیم و داستان شاهزاده شاد نشان میدهد که حتی یک مجسمه هم میتواند دیگران را شاد و خوشحال سازد. این افسانه به ما می آموزد که بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که باارزش ترین چیزهایی را که داریم را به دیگران اهدا کنید.
۲. داستان کلاع
روزی روزگاری یک کلاغ زندگی می کرد که همه بال هایش سیاه بود. یک روز در حالی که بر فراز جنگل پرواز می کرد، طاووس های زیبایی را در یک چمنزار دید. سپس بالای شاخه درخت ایستاد تا آن ها را تحسین کند. طاووس ها به زودی متوجه شدند که کلاغ روی شاخه نشسته است و آنها را تماشا می کند بنابراین دم های خود را تکان دادند. کلاغ که از زیبایی دم آنها خیره شده بود، پرواز کرد.
پس رفت تا خود را در آب نگاه کند و خود را چنان زشت دید که از شرم تصمیم گرفت دیگر خود را نشان ندهد. او که به رفتار باشکوه و پرهای پر زرق و برق طاووس ها حسادت می کرد، هر روز مخفیانه آن ها را نگاه می کرد.
به مرور کلاغ متوجه شد که در سراسر چمنزار چند پر وجود دارد که از دم طاووس ها افتاده و روی چمنزار باقی مانده است. بنابراین تصمیم گرفت تا غروب آفتاب منتظر بماند تا بتواند مخفیانه آن ها را جمع کند. به محض اینکه موفق به جمع آوری پنج عدد شد، پرواز کرد و در مکانی سرپناه پنهان شد و با کمی چسب آن ها را به دم خود چسباند.
صبح روز بعد او برای تحسین دم طاووس جدیدش در آب برکه رفت و فکر کرد: «حالا من هم به زیبایی طاووس ها هستم. من پیش کلاغهایم میروم و آن ها را از حسادت میمیرم!» کلاغ سپس نزد دوستانش رفت که با دیدن او واقعاً حسادت کردند. اون دم با پرهای طاووس واقعا زیبا بود.

اما متأسفانه کلاغ دوستانش را مسخره کرد و به آن ها گفت که آن ها زشت و پر کچل هستند، دوستان کلاغ نیز به او گفتند که دیگر نمی خواهند او را ببینند.
کلاغ پرواز کرد و رفت تا روی شاخه درختی که معمولاً طاووس ها را از آنجا تماشا می کرد بشیند. او فکر کرد: «کلاغ ها لیاقت من را ندارند، بهتر است با طاووس ها زندگی کنم. از آنجایی که من اکنون به زیبایی آن ها هستم، آن ها حسادت نخواهند کرد.”
و بنابراین کلاغ در میان طاووس ها به علفزار پرواز کرد و با خوشحالی به آن ها سلام کرد. اما طاووسها با دیدن این کلاغ که چند پر زیبا به دمش چسبیدهاند عصبانی شدند زیرا فکر می کردند که پرهای آنان را دزدیده است.
آن ها شروع به دویدن به دنبال او کردند تا او را بیرون کنند و همچنین سعی کردند او را نوک بزنند. سرانجام کلاغ مجبور شد پرواز کند و برود.
کلاغ تحقیر شده و غمگین پرهای طاووس را از دمش جدا کرد و با سرافکندگی به سوی کلاغ های همنوع خود برگشت که با خنده و شوخی از او استقبال کردند، زیرا دوستان همیشگی او بودند.
منبع:کانون مشاوران ایران-قصه های کودکانه
قصه شیرین کودکانه,قصه های آرامبخش کودکانه,قصه های کودکانه,
برونشیت در کودکان
برونشیت در کودکان به صورت اپیدمی، بیشتر در کودکان کمتر از ۲۴ ماه و بین ۲ تا ۶ ماه رخ می دهد. ویروس از مجرای تنفسی فوقانی به نایژه میانی و کوچکتر پخش می شود و باعث پاسخ التهابی می شود. عفونت ممکن است در نوزادانی که مادرانشان سیگار میکشند شایعتر باشد، بهویژه اگر مادر در دوران بارداری نیز سیگار می کشیدند. به نظر می رسد کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند کمتر تحت تأثیر این ویروس قرار می گیرند.
برونشیت چیست؟
برونشیت بیشتر در اثر عفونت های زیر ایجاد می شود:
ویروس سنسیشیال تنفسی (RSV)
ویروس سرماخوردگی
ویروس پاراآنفلوانزا
سایر ویروس ها
عفونت با هر یک از این ویروس ها می تواند باعث التهاب راه هوایی شود. این امر راه های هوایی را باریک می کند و جریان هوا را به داخل و خارج از ریه ها کاهش می دهد، در موارد شدید، سطح اکسیژن در خون پایین آمده و این باعث علائمی می شود که در ادامه ذکر شده است.
علائم و نشانه های برونشیت
برونشیت با علائمی مانند سرماخوردگی شروع می شود که شامل:
آبریزش بینی
عطسه
تب خفیف
سرفه
پس از چند روز به مرور کودکان دچار مشکل تنفسی شدید میشوند و تنفس سریعتر و سرفه بدتر میشود. بازدم کودک اغلب با صدای بلند ( خس خس سینه ) همراه است، البته اکثر کودکان فقط علائم خفیف دارند و هوشیاری، شادی و اشتهای خوبی دارند.
کودکانی که به صورت شدید تر مبتلا به بیماری می شوند، تنفس سریع و کم عمقی دارند که عضلات تنفسی را تحت فشار قرار می دهد و باعث گشاد شدن سوراخ های بینی می شود، به دلیل استفراغ و نوشیدن ضعیف، دچار کم آبی شوند و اغلب تب بالایی دارند. برخی از کودکان نیز دچار عفونت گوش می شوند.
پیشنهاد مشاور: دلایل اصلی گریه نوزادان
نوزادان نارس یا کودکان خردسال کمتر از ۲ ماه گاهی اوقات دچار دوره هایی می شوند که در آن تنفس برای مدت کوتاهی متوقف می شود (آپنه). در موارد بسیار شدید و غیرعادی، کودک ممکن است به دلیل کمبود اکسیژن، اطراف دهانش کبود شود.
پیشگیری
بهترین راه برای پیشگیری از برونشیت در کودک نوپا این است که از تماس با افرادی که سرماخورده یا آنفولانزا دارند خودداری کنید. ویروس یا از طریق قطرات موجود در هوا (حدود ۲ تا ۳ متر) به عنوان مثال از طریق عطسه یا سرفه یا از طریق تماس با اشیاء آلوده منتقل می شود.
در حالت ایده آل، افراد بیمار باید حداقل سه متر از نوزاد فاصله بگیرند. این ویروس می تواند چندین ساعت روی اشیایی مانند اسباب بازی ها، حیوانات عروسکی یا کتاب زنده بماند.
سایر اقدامات احتیاطی عبارت هستند از:
پنجره ها را در هوای مناسب باز کنید تا هوای خانه تازه شود.
از مکانهای پرتردد خودداری کنید (وسایل نقلیه عمومی، مهدکودکها، مراکز خرید و غیره)
دستهای خود را مرتب بشویید.
تماس با افرادی که تب یا سرماخوردگی دارند را محدود کنید. اگر کودک شما تازه متولد شده است، به خصوص نوزاد نارس، از بودن در اطراف افراد مبتلا به سرماخوردگی خودداری کنید.
در صورت سرفه یا عطسه دهان و بینی خود را با دستمال بپوشانید. دستمال را دور بیندازید. سپس دستان خود را بشویید. اگر آب و صابون در دسترس نیست، از ضدعفونی کننده دست استفاده کنید
کودک خود را از هر کسی که سرماخوردگی، تب یا آبریزش بینی دارد دور نگه دارید.
تشخیص
عفونت که در ابتدا به صورت سرفه و احتقان بینی ظاهر می شود و ممکن است با یک سرماخوردگی ساده اشتباه گرفته شود. ولی ویژگی هایی مانند کاهش اشتها و مشکل در بلع ناشی از مشکلات شدید تنفسی. هنگامی که اولین علائم ظاهر می شود به دلیل برونشیت کودک رخ می دهد.

پیشنهاد مشاور: افزایش ایمنی نوزاد و کودک
علاوه بر این، صداهای مشخصه ای در حین تنفس ممکن است به دلیل درگیری راه های هوایی به دلیل وجود مخاط و التهاب آن ظاهر شود، به همین دلیل صدای تنفس از علائم برونشیت در کودکان است.
در این هنگام ویزیت مهم است: اگرچه درمان خاصی وجود ندارد، اما با تشخیص به موقع علائم و با مداخله سریع اطفال می توان از بستری شدن در بیمارستان جلوگیری کرد که در صورت بدتر شدن پویایی تنفسی ناشی از برونشیولیت ضروری است.
آیا برونشیت خطرناک است؟
برونشیت در کودکان خطرناک است بله، زیرا ممکن است که منجر به تنگی نفس شود. در این صورت نوزادان باید برای نظارت در بیمارستان بستری شوند و در صورت نیاز به آن ها حمایت تنفسی ارائه شود. گاهی اوقات حدود ده روز بستری در بیمارستان لازم است بنابراین در صورت مشاهده علائم گفته شده باید به متخصص مراجعه کنید.
منبع:کانون مشاوران ایران-برونشیت در کودکان
درمان برونشیت,نشانه های برونشیت,برونشیت در کودکان,
مشاوره کودک و نوجوان:با کودک مجسمهبازی کنید
کودک را روبروی خودتان روی صندلی بنشانید و از او بخواهید که دستهایش را روی زانوهایش بگذارد. البته کودک نفس خواهد کشید! ولی باید سعی کند مانند مجسمه بیحرکت بماند و حتی دستها یا بینیاش را تکان ندهد. با تمرین، او میتواند یک دقیقه بیحرکت بنشیند و بعضی از کودکان میتوانند پنج دقیقه یا بیشتر بیحرکت بمانند. هرچند روز یکبار بازی را تکرار کنید تا آگاهی او را نسبت به کنترلش روی حرکات، بالا ببرید. فراموش نکنید که او را به خاطر پیشرفت، هر چقدر اندک، شدیدا تحسین کنید.
نگاه کنید تا زمان بگذرد
یک راه حل واقعی برای طولانی کردن زمان، ایجاد کردن موقعیتی است که نیازمند آرام نشستن است. به تدریج به او بگویید که انتظار دارید چگونه رفتار کند. یک مداد و یک ورق کاغذ بردارید. برای هر زمانی که او باید آرام بنشیند یک شکل، مثلا ستاره، دایره یا یک صورت خندان بکشید. برای مثال، ده دقیقه آرام نشستن نیازمند کشیدن ده ستاره است. با گذشتن هر دقیقه، او باید یکی از شکلها را رنگ کند یاهاشور بزند. هنگامی که تمام ستارهها یا شکلهاهاشور خوردند، زمان تمام شده و او بازی را برده است.
فرود موفقیتآمیز
این یک راهحل سرگرمکننده است که با آن میتوانید به صورت تصویری، به کودک خود نشان دهید که از او چه انتظاری دارید. کودک را وادارید که وانمود کند ر حال نشستن روی صندلی هواپیماست و کمربندش را هم بسته است. به او بگویید که شما خلبان هستید و اعلام میکنید که علامت روی کمربند ایمنی «روشن» است. این بدان معناست که او باید همانجا بنشیند. سپس چراغ کمربند را «خاموش» کنید تا بدین ترتیب کودک بتواند بلند شود و بایستد. با تکرار این بازی، به تدریج زمان نشستن را افزایش دهید.
کودک را به صندلبی بچسبانید
وانمود کنید که صندلی را قبل از این که کودک بنشیند، به چسب آغشته کردهاید ـ یا این که بگذارید خودش این تصور را بکند. وقتی او را به صندلیش «چسباندید»، از او بخواهید که دیگر به اشیاء یا افرادی که همانطور به صندلیشان چسبیدهاند و بسیار آرام نشستهاند، توجه کند.مشاور کودک و نوجوان
زمان را برگردانید
– در مورد کودکانی که در آرام نشستن مشکل دارند، انتظارات خود را دقیقا معلوم کنید. سپس به او بگویید که برای هر دقیقهای که آرام بنشیند، به او زمان را بر خواهید گرداند.
– در ازای هر دقیقه خوب نشستن، اجازه دهید یکی دو دقیقه، کاری را که دوست دارد انجام دهد. زمان را ثبت کنید.
– کودک را به خاطر بردباریش عمیقا تحسین کنید.
– به کودک تفهیم کنید که در ازای دقایقی که آرام نمینشیند، باید کار منزل بیشتری را انجام دهد، تلویزیون تماشا نکند و…. حتما از این زمان نیز یادداشت بردارید. ولی این نکته را در نظر داشته باشید که اگر مبنا بر این است که به این صورت او را تنبیه کنید و یا به او فشار بیاورید، زیاد هم او را لای منگنه قرار ندهید و سعی کنید بیش از حد به او فشار وارد نکنید.
کودکانی که دستورات را اطاعت نمیکنند
عدم پیروی کودک از دستورات والدین، میتواند عصبانی کننده و آزار دهنده باشد. در انتهای روز شما از تکرار کردن، بحث کردن، نق زدن و کلک زدنهای او به ستوه میآیید. اولین چیزی که باید به خاطر بسپارید این است که تعداد خواستها و فرامینتان معقول باشد تا کودک تبدیل به پادو یا کارگر شما نشوند. دومین مسأله این است که در لحن و عمل، خوشایند و منطقی باشید.
گاهی کودکان به این دلیل عادت به بیتوجهی نسبت به دستورات میکنند که به خوبی میدانند دستورات، پیش از جواب دادن به آنها، بارها تکرار خواهند شد. یاد گرفتهاند که چه مدت طول میکشد تا والدینشان به اندازه کافی عصبانی شوند و آنها را مجبور به اطاعت کنند. همچنین میدانند که ممکن است والدینشان تسلیم شوند و خودشان کار را انجام دهند. با این حال، گاهی جواب ندادن صرفا به دلیل سرکشی و نافرمانی، و گاه به دلیل انتظارات زیباده از حدی است که داریم و یا انتظاراتی که به وضوح آنها را بیان نمیکنیم.
اگر کودکتان میفهمد ولی ندرتا از دستورات شما تبعیت میکند، راه حلهای زیر را امتحان کنید. ما خودمان این راه حلها را کارساز یافتهایم.
صریح و دقیق باشید
ما اغلب چنان گرفتار صادر کردن فرامین هستیم که نمیفهمیم چقدر از کودک انتظار داریم. کودک ممکن است نداند معنای «اتاقت رو تمیز کن» چیست. ممکن است معنای اتاق تمیز برای او، با انتظارات ما مطابقت نکند. همچنین گاهی والدین چنان پشت سر هم دستوراتی صادر میکنند که کودکان قادر به یادآوری آنها نیستند. و نهایتا این که گاهی والدین از کودکانشان خواهش میکنند که کاری را انجام دهد، در حالی که قصدشان این بوده است که به او بگویند که باید آن کار را انجام دهد.
کاری را که میخواهید، دقیقا با کلمات ساده و قابل فهم بیان کنید. و آن را به صورت دقیق شرح دهید.
تعداد دستورات را محدود کنید. بسیاری از مواقع والدین تعداد زیادی دستور را یکجا صادر میکنند! در حدی به کودک دستور دهید که بتواند آن را حفظ کند و به خاطر آورد. هنگامی در صورت لزوم برای او دستورات دیگری صادر کنید که آن کارها را انجام داده است. برای مثال، اگر میخواهید اتاقش را تمیز کند به او بگویید که چطور قدم به قدم آن را انجام دهد: «اسباب بازیهایت را جمع کن، لباسهایت را آویزان کن و….» هنگامی که او کل کار را فهمید، میتوانید صرفا به او بگویید: «برو اتاقت را تمیز کن.»
پیش از این که سخن بگویید، فکر کنید. اگر میخواهید جواب نه نشنوید، به کودک امکان انتخاب ندهید، مثلا نگویید: «میخوای همین الان اتاق رو تمیز کنی؟» و یا «چطوره بریم دندانپزشکی؟» میتوان در عین حال که خودکامه و دیکتاتور نبود، قاطع بود. گاهی میتوانید از انگیزه دادن هم استفاده کنید، مثلا: «شرط میبندم قبل از این که تا ده بشمُرم از ماشین پیاده میشی!»
توجه کودک را جلب کنید
کودکان اغلب چنان غرق کارهایشان میشوند که واقعا نمیشنوند که شما چه میگویید. برای پرهیز از چنین حالتی، اطمینان حاصل کنید که کودک میداند به او چه گفتهاید. در چشمان کودک نگاه کنید و از او بخواهید که دستورات شما را تکرار کند و بعد برای شما معنای آنها را نیز شرح دهد. در نظر داشته باشید که این روش همچنین در مورد کودکانی که مدت توجه کوتاهی دارند و به آسانی توجهشان منحرف میشود، مفید است.
به آنچه میگویید عمل کنید و چیزی را بگویید که به آن عمل میکنید
والدین معمولا گرفتارند و گاهی هنگامی که میخواهیم بچهها کاری را انجام دهند، فرض میکنیم که آن کار انجام خواهد شد و بعد آن را فراموش میکنیم. اگر چنین نیست، اطمینان حاصل کنید که هر بار که دستوراتی را صادر میکنید، آنها را پیگیری میکنید؛ تا بدین ترتیب کودکتان یاد نگیرد دستورات شما را نادیده بگیرد. علاوه بر این، از دادن دستوراتی که واقعا لازم نیستند، اجتناب کنید.

دستورات را به صورت بازی درآورید
اغلب فرمانهایی که برای کودکانمان صادر میکنیم، زمان چندانی برای انجام دادن لازم ندارند و اغلب، این زمان کمتر از وقتی است که صرف بحث کردن در مورد آنها میشود. اگر از دوران خردسالی بچهها شروع به درخواست کمک از آنها کنید، آنها به وظایف خود به چشم یک بخش طبیعی از زندگیشان نگاه خواهند کرد. بعدا، شما میتوانید با اندازهگیری زمان پاسخ، آن را تبدیل به یک بازی کنید: چقدر طول میکشد که رختخوابتو مرتب کنی؟ شروع میکنیم، یک، دو، سه…. عالیه! کارتو در چهار دقیقه و نیم تموم کردی، آفرین! واقعا که میتونم روی کمکت حساب کنم؛ خیلی ممنون! حالا میتونی برگردی، بازی کنی.» با این روش مثبت به او میآموزید که کمک کردن زمان زیادی نمیبرد.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاوره کودک و نوجوان:با کودک مجسمهبازی کنید
کودک و مجسمه سازی,مجسمه سازی با کودک,مجسمه بازی کودک,
مشاور کودک خوب:مراحل تغییر دادن رفتار کودکان
کودکان و والدینی که از هر نظر کامل باشند، وجود ندارند و ما تا به حال والدینی را که دست کم گاهی نسبت به تواناییها و آگاهیهای خودشان به عنوان مادر یا پدر شک نداشته باشند، ملاقات نکردهایم. کودکان، همیشه آنطور که والدین میخواهند، رفتار نمیکنند و وقتی والدین احساس میکنند که نمیتوانند عادات و رفتار فرزندان خود را تغییر دهند، درمانده و آشفته میشوند و اعتماد به نفس خود را از دست میدهند.
اگرچه والدین امروزی، از نظر تحصیلات و اطلاعات، در تاریخ نمونهاند، ولی هنوز پرسشهای بسیاری وجود دارد. وقتی کارولین در مورد این که برای رفتن به مدرسه چه بپوشد، پانزده بار نظرش را تغییر میدهد و مثل همیشه از سرویس مدرسه جا میماند، شما به عنوان پدر یا مادرش چه باید بکنید؟
بهبود رفتار کودک با کمک مشاور خوب
پیش از هر اقدامی باید رفتارهایی را که میخواهید تغییر دهید، دقیقا مشخص کنید. این که به یک کودک برچسب شیطان، وحشی، لجباز یا حرفنشنو بزنیم، کمکی به حل مسأله نخواهد کرد؛ زیرا این برچسبها کلی و مبهماند و شما نمیتوانید چیزی بدین مبهمی را عوض کنید. پس بهطور اختصاصی عمل کنید، از احساسات مایه نگذارید، مشکل را تشریح کرده، آن را از سایر موارد جدا کنید. دقیقا به چه علت فرزند شما دست به رفتار ناپسند میزند؛ یا از انجام کاری طفره میرود؟
از سوی دیگر، چیزی که شما از او میخواهید، دقیقا چیست؟ کاری که کودکتان انجام میدهد و شما را عصبانی میکند، به دقت زیرنر بگیرید. اگر فکر میکنید که لوسی هرگز کاری را که شروع میکند به پایان نمیرساند، تجزیه و تحلیل کنید که او چه رفتاری میکند که شما به ناچار اینطور فکر میکنید. رفتار را به بخشهای کوچکتری تقسیم کنید: لوسی تکالیفش را تمام نمیکند و هرگز لباسهایش را مرتب نمیکند.
شما نمیتوانید بگویید که او هیچ وقت کارهایش را درست انجام نمیدهد، ولی میتوانید کوشش کنید مشکلی را که در مورد تکالیف و لباسهایش دارد حل و رفع کنید.
یک تکه کاغذ بردارید و آن را از طول به دو بخش تقسیم کنید. در بالای یکی از بخشها بنویسید به ندرت و در بالای بخش دیگر بنویسید اغلب. در ستون اول، رفتارها یا عادتهای خاصی را که دوست دارید کودکتان کمتر آنها را انجام دهد، بنویسید و در مقابل آن (در ستون دوم) رفتاری را بنویسید که دوست دارید فرزندتان آنها را در بیشتر مواقع انجام دهد.
در هر زمان بر روی یک مشکل تمرکز کنید
وقتی مواردی از رفتار کودکتان را که میخواهید تغییر دهید، دقیقا مشخص کردید، ممکن است وسوسه شوید همه مواردی را که در جدول نوشتهاید با هم تغییر دهید. اما در برابر این احساس مقاومت کنید و ابتدا یک مشکل را در نظر بگیرید، آن را حل کنید و سپس به مورد بعدی بپردازید. ما به والدینی که با فهرست رفتارهای ناشایست کودکشان پیش ما میآیند کمک میکنیم تا موارد را برحسب اهمیت بنویسیند.
سپس یکی از آنها را که لزوما مهمترین مشکل نیست، برای کار انتخاب میکنیم. وقتی شما میخواهید اولین مورد را برای شروع انتخاب کنید، ممکن است یک رفتار سخت یا رفتاری را که بیش از بقیه شما را آزار میدهد انتخاب کنید. این بد نیست. ولی گاهی بهتر است کار را با یک مشکل کم اهمیتتر که سریعتر حل میشود، آغاز کنید، تا در شروع احساس موفقیت کنید.
در هفتهها یا ماههای بعد، همانطور که به سمت پایین فهرستی که تهیه کردهاید پیش میروید، احتمالا احساس میکنید که اولویتهای شما در فهرست در حال تغییرند. مشکلات جدیدی ایجاد و موارد قبلی ناپدید شدهاند یا به نظر کم اهمیتتر میآیند. هر تغییر، یک تاثیر کلی بر رفتار فرزندتان خواهد داشت و روند بهبود را تسریع خواهد کرد. هر تغییر به منزله گامی است که در مسیر تربیت فرزند خود برمیدارید. رفته رفته الگوهای قدیمی عوض خواهند شد و خواهید دید که شما و فرزندتان خیلی زود احساس بهتری نسبت به خود و یکدیگر پیدا خواهید کرد.
به کودکان سخت نگیرید
معمولا مشکلات یک کودک یک شبه حل نمیشود. تغییرات در کودکان و همچنین افراد بالغ به آرامی و مرحله به مرحله ایجاد میشوند. اگر کودکی که قبلا به هیچ وجه پیانو تمرین نمیکرد، حالا روزی ده دقیقه تمرین میکند، راضی باشید و این رضایت را نشان دهید. زیرا این نشانه یک پیشرفت واقعی است. فرزند شما به تدریج احساس خوبی نسبت به خودش پیدا خواهد کرد و تشویق خواهد شد که بیشتر تمرین کند.
اگر پسرتان قبلا برای رفتن به مدرسه دچار مشکل بوده دو سه روزی است که این مشکل برطرف شده است، انتظار نداشته باشید که قبل از خارج شدن از منزل رختخوابش را هم جمع کند. صبر کنید و حوصله به خرج دهید، آن هم به تدریج درست خواهد شد. برای هر دو شما این خیلی مفیدتر است که به جای مأیوس شدن از دستنیافتن بهانتظارات بیشازحد،از پیشرفتهای کوچکوتدریجی خوشحال باشید.
هماهنگ و ثابت قدم باشید
موفقیت قطعی شما در تغییر رفتارهای فرزندتان نیازمند هماهنگی و ثابت قدمی است: در مورد چیزی که میگویید جدی باشید، چیزی را بگویید که منظوری از آن دارید و مطمئن شوید که هر دو یک چیز را میگویید. شما و همسرتان باید در مورد مشکل و راهحل، پیش از دست زدن به هر کاری، اتفاقنظر داشته باشید. به علاوه، اگر بتوانید با پرستار بچه، معلمها، سایر اعضاء خانواده وهر فرد دیگری نیز که بهطور منظم با کودک شما ارتباط دارد هماهنگی پیدا کنید، نتیجه کار شما بسیار بهتر خواهد بود.
همیشه یک راهحل را به اندازه کافی به کار ببرید تا فرصت دستیابی به نتیجه دلخواه را داشته باشید. طبق تجربههای ما، والدین خیلی زود خسته میشوند و بچهها این را میدانند. اگر والدین مقاوم و استوار نباشند، بچهها به خواستههای آنها احترام نمیگذارند و خود را موظف به انجام آنها نمیدانند. چون مطمئن هستند که با کمی گریه و اندکی سماجت به هدفشان میرسند.
وقتی شما تصمیم خود را در مورد این که چگونه با یک مشکل روبهرو شوید گرفتید، تردید به خرج ندهید. برای مثال اگر تصمیم گرفتهاید که از نادیده گرفتن سنجیده استفاده کنید، وقتی فرزند شما در سوپر مارکت، برای مشکلات گریه میکند، اگر پس از چند دقیقه نتوانید در برابر گریه، التماس یا نگاههیا شماتتبار دوستتان که با شما به خرید آمده است بایستید و در نتیجه تسلیم شوید، نه تنها مشکل را حل نکردهاید بلکه در واقع آن را تقویت نیز کردهاید.

برای کمک کردن به خود در ثابت قدم بودن، تغییرات را اندازه بگیرید و ثبت کنید. در اغلب موارد، این تغییرات به آن اندازه که شما انتظار دارید آشکار نیستند، ولی به هر حال وجود دارند. اگر کودک شما بدخلقی میکند، تعداد و فواصل زمانی بدخلقیها را بررسی و آنها را ثبت کنید. ما اینطور فکر میکنیم که پس از چند روز پایداری در استفاده از یک روش، از کمتر شدن عصبانیت فرزندتان متعجب خواهید شد. وقتی شما دریابید که در حال پیشرفت هستید، ادامه دادن راه برایتان آسانتر خواهد بود. بررسی موارد ثبت شده از یک نظر دیگر هم اهمیت دارد و آن این که اگر راهحل انتخاب شده در مورد شما پاسخ نمیدهد، یکی دیگر از روشهای پیشنهادی را به کار ببندید.
با دید مثبت نگاه کنید
سعی کنید رفتار عمومی فرزندتان را با دید مثبت نگاه کنید. بجز رفتارهایی که شما را آزرده و مأیوس میکنند، از همه رفتارهای او ناراضی نیستید. پس در حالی که روی یک رفتار ناپسند او کار میکنید و در حال اصلاح آن هستید، به او اطمینان دهید که دوستش دارید و به او احترام میگذارید. اگر جانی در رستوران شلوغ میکند و سپس ساکت میشود، به او بگویید که شما رفتار اخیرش را میپسندید. یک نظر مثبت بسیار بیشتر از خیل انتقادات موثر واقع میشود. هرگز تحسین را به خصوص در مورد کودکان، کمارزش نپندارید. کودکان در هر مرحله سنی که باشند، تمایل شدیدی دارند که والدینشان آنها را بپسندند. (اگرچه ما آنها را میپذیریم اما گاهی درک آن برای کودکان مشکل است)
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور کودک خوب:مراحل تغییر دادن رفتار کودکان
تغییر دادن رفتار کودک,رفتار کودکان,تحسین کودکان,
مشاوره کودکان تلفنی:تحسین رفتار کودک
وقتی والدین به خاطر مشکلاتی که در مواجهه با رفتار کودک خود دارند، با ما مشورت میکنند، اغلب آنقدر درماندهاند که حتی نکته مثبتی هم برای گفتن ندارند. آنها شخصیت کودک را با کلماتی نظیر: لجباز، تنبیل و خودخواه توصیف میکنند. این یک حلقه معیوب است و راه به جایی نمیبرد. تغییر دادن شخصیت به مراتب از تغییر دادن رفتار مشکلتر است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش میکنید، احتمال موفقیت شما بیشتر است. به بچه نگویید، «چه دختر خوبی». زیرا این جمله بدین معناست که هدف، عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات؛ مسلم است که این انتظار غیر ممکن است. به جای آن میتوانید «من از طرز حرف زدنت با مایکل خوشم آمد». گفتن عبارت «پسر خوب» یا «دختر خوب» نمیتواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند؛ مگر آن که کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد؛ زیرا تصور هر کس از خود، بر پایه تصوری که از اعمالش دارد، استوار است.مشاوره کودک تلفنی
چگونه رفتار کودک را تحسین کنیم؟
موثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار با تحسین است. این روش تربیتی، باید بهطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد تا رضایت شما را از رفتارهای جدید فرزندتان نشان دهد.
از تحسینهای ویژه استفاده کنید
هدف از تحسین کردن، افزایش رفتارهای شایسته است پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند، تاکید کنید. هرچه تحسین شما اختصاصیتر باشد، کودک درست بودن کارش را بهتر درک میکند و احتمال این که آن عمل را تکرار کند نیز بیشتر میشود. برای نمونه یک روز صبح متوجه میشوید که فرزندتان رختخوابش را مرتب کرده است، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است. اگر به سادگی بگویید «از این که امروز صبح رختخوابت را جمع کردی خیلی خوشم اومد ممنونم.»
وقتی والدین برای یافتن نکته مثبتی در رفتار کودکشان دچار مشکل میشوند ما از آنان میخواهیم که از رفتارهای پسندیده کودکان خود یادداشتی تهیه کنند. ما والدینی را دیدهایم که فریاد میزدند: «هیچی برای نوشتن نبود!» اما بیشتر پدر و مادرها از مشاهده آن همه رفتارهای خوبی که نوشته بودند و از نقشی که از این یادداشتها در یادگیری روش تحسین داشت، شگفتزده میشدند.
وقتی شما از این روش استفاده میکنید، در پایان هر روز، یادداشتها را به کودکتان هم نشان دهید. این کار، روش خوبی برای صحبت کردن در مورد وقایع هر روز است و با این کار هر دو شما احساس خوبی خواهید داشت.
هر پیشرفتی را تحسین کنید
مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کرده، آنها را تحسین کرده و بدین وسیله قدیم کوچک در جهت تربیت کودک بردارید. اگر به فرزند خردسالتان گفتهاید که باید اسباب بازیهایش را پس از بازی کردن با آنها مرتب کند ولی او قبلا هیچگاه این کار را انجام نداده است، پیشرفتهای کوچک او را نیز ستایش کنید.
برای نمونه، دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازیها از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد (در حالی که سه یا چهار تای دیگر را رها کرده است) از کودکتان تعریف کنید و به او آفرین بگویید: «چه کار خوبی کردی که کامیونترو توی کمد اسباب بازیها گذاشتی. بگذار کمکت کنم تا بقیهرو هم جمع کنی». دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو قطعه از اسبابهایش از او تعریف کنید و همینطور ادامه دهید تا رفتار کودک اصلاح شود.
تصور کنید که فرنزد شما میخواهد همیشه مورد توجه باشد و تا وسط حرف شما نپرد نمیگذارد که مکالمه تلفنی خود را تمام کنید. بار اول که سی ثانیه منتظر شد، صحبت کردن را متوقف کنید و به خاطر این کارش از او تشکر کنید و قبل از آن که دوباره شروع به صحبت کنید، جوابش را بدهید. در فرصت مناسب بعدی برای زمان طولانیتری صبر کنید و سپس جوابش را بدهید. در واقع با این کار انتظار را در او شکل دهید. شاید مجبور باشید که کارتان را با توقعات کمتری آغاز کنید تا به هدفتان برسید.
هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شده است، برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز داریم و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار به خصوص بهطور مداوم تمجید شود. در عوض، بهطور اتفاقی این کار را انجام دهید؛ مثلا هر پنج یا ده باری که کودک آن را انجام میدهد، از او تعریف کنید. این روش برای تقویت رفتار مزبور کافی است و به زودی برای هر دوی شما طبیعی خواهد شد. توجه داشته باشید که در مورد هر رفتاری ستایش را هرگز بهطور کامل متوقف نکنید.
بهطور مناسب و مقتضی تحسین کنید
برای دریافت پاسخهای بهتر، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن و دیگر نشانههای عملی محبت همراه با کلمات مهرآمیز، برای کودکان خردسال موثرند. اما در مورد کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پیامهای سری استفاده کنیم. زیرا این کودکان بیشتر دوست دارند بهطور خصوصی تشویق شوند. برای نمونه، میتوانید با یک چشمک یا اشاره دست نشان دهید که به عمل خوبش توجه کردهاید. بعدا میتوانید در مورد رفتار پسندیدهاش، با یکدیگر صحبت کنید.
بیشتر کودکان بزرگتر با لحن آمیخته با شوخی را به تعریف و تمجید مستقیم ترجیح میدهند. گفتن این جمله که «عجب مستخدم با سلیقهای اینجا بوده است!» پاسخ بهتری را در یک کودک دوازده ساله برمیانگیزد تا این جمله که «واقعا رختخوابت را خیلی خوب مرتب کردهای».
به نظر ما باید در مورد واکنشهای فرزندتان نسبت به تحسین، قضاوت کنید تا ببینید به هدف زدهاید یا خیر. اگر کودک تعریفهای شما را نادیده میگیرد، ولی بعدا آن رفتار خوب را تکرار میکند، درمییابید که ستایش موثر بوده است.
توجه: به خاطر داشته باشید که جملات تکراری خسته کننده میشوند. عبارات مشابهی که پشت سر هم استفاده میشوند، تاثیر خود را از دست میدهند؛ خلاق باشید. گاهی بهتر است یک یادداشت زیر بالش یا در کیف فرزندتان بگذارید و در آن از یک رفتار ناپسندش بهطور خاص شکایت کنید. یا اجازه دهید در حالی که با عصبانیت در مورد اعمال نادرستش با یک دوست صحبت میکنید، بهطور تصادفی حرفهای شما را بشنود.
برای تقویت اثرات تحسین میتوانید یک جایزه را نیز با آن همراه کنید. به کودک بگویید که از کدام کارش خوشحال شدهاید و به او وعده یک هدیه کوچک بدهید، ولی هدیه دادن را برای زمانهای خاص بگذارید تا همیشه منتظر آن نباشد.
بلافاصله کودک را تحسین کنید
تحسین کردن به خصوصی در مورد کودکان خردسال وقتی موثرتر است که بدون معطلی صورت گیرد. نگذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد، اگرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند.

معمولا فاصله بین عمل کودک و واکنش ما میتواند با یک اشاره کوچک به موضوع پُر شود. سپس در یادداشت روزانه رفتارهای خوب نوشته شود. وقتی این یادداشت را به او نشان میدهید، چیزی هم به عنوان تحسین بگویید. مثلا بگویید: «وقتی میبینم به خواهرت هم کاغذ نقاشی میدی، خیلی خوشحال میشم». البته لازم نیست که در یادداشتتان توضیحات کاملی بنویسید، بلکه رفته رفته عادت میکنید علامتی بگذارید که فقط برای خودتان معنی داشته باشد.
تحسین را با علاقه بیقید و شرط بیامیزید
در مواردی که کودک فقط هنگام تحسین شدن مورد توجه والدینش قرار میگیرد، به تدریج نسبت به آن احساس نیاز میکند. برخی از والدین نگران آنند که مبادا کودکشان فقط هنگامی که مورد توجه قرار میگیرند و تشویق میشوند، خوب رفتار کنند. برای رفع این مشکل، بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را بهطور موردی انجام دهیم. زیرا هر وقت کودک عملی شایسته انجام میدهد، والدینش برای تشویق کردن او حضور دارند.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاوره کودکان تلفنی:تحسین رفتار کودک
رفتار کودک,الگوی رفتاری کودک,تحسین رفتار کودک,
روانشناسی کودکان:کودکان و مشکلات صبحگاهی
اگر روز آغاز خوبی داشته باشد، امکان بیشتری وجود دارد که هم والدین و هم بچهها روز خوبی در پیش داشته باشند. با این حال، ما اغلب چنان گرفتار عادتها و وظایفمان در زمینه بیدار کردن به موقع، مراقبت از بهداشت کودک، فراهم آوردن غذا، رسانیدن کودک و رتق و فتق امور هستیم که این درگیریهای اجتنابناپذیر صبحگاهی میتوانند تمام روز را خراب کنند.
در این مقاله کوشش خواهیم کرد تعدادی از مشکلات والدین و کودکان که معمولا موجب گرفتاریهای صبحگاهی میشود و همچنین راههایی که میتوان از آنها اجتناب کرد یا تغییرشان داد را مورد بحث قرار دهیم. هنگامی که راههای پیشنهادی را امتحان کردید، مشاهده خواهید کرد که این راهحلها چه تغییر عمیقی در شروع برنامههای روزانه خانواده شما و همچنین دیدگاه مثبتتر اعضاء خانواده نسبت به یکدیگر و نسبت به روز در پیشرو، ایجاد خواهد کرد.
نظر مشاور کودک در مورد کودک سحرخیز
کودکانی که صبحها خیلی زود از خواب برمیخیزند: زمانی که کودک شما صبحها چنان زود از خواب برمیخیزد که باعث دردسر شما میشود، چه کاری میتوانید انجام دهید؟ اگر کودک شما با زود برخاستن، خواب شما را برهم میزند و یا با پرسه زدن خودسرانه در اطراف خانه موجب نگرانی شما میشود، میتوانید به او یاد دهید که در چنین مواقعی دوباره به خواب برود و یا به آرامی در رختخواب خود بازی کند. ولی در درجه اول باید بررسی کنید که آیا میزان خواب او کافی است یا نه.
واقعیت این است که بعضی از کودکان به خواب بسیار کمتری نسبت به کودکان دیگر نیاز دارند. میزان خواب کافی در مورد یک کودک میتواند دوازده ساعت و در مورد کودک دیگر هشت ساعت باشد. گاهی کمخوابی میتواند نشانگر فعال بودن بیش از حد باشد ولی معمولا صرفا نمایانگر تفاوت بین افراد است. اگر میزان خواب کودک شما آن قدر نیست که روز را به خوبی بگذراند، وظیفه شما این است که به او یاد بدهید هنگامی که از خواب برمیخیزد،
چطور مجددا به خواب برود و یا این که چطور بیشتر بخوابد. ولی اگر با این مقدار خواب، کاملا راحت و شاداب است وظیفه شما این است که به او یاد دهید تا رسیدن موقع مناسب برای بیدار شدن سایرین، در یک مکان امن و یا رختخواب به آرامی و بدون سروصدا بازی کند.روانشاسی کودک
تعیین وضعیت خواب کودک
با پرسشهای زیر میتوانید وضعیت کلی خواب کودک را تعیین کنید:
۱- آیا کودک همیشه نسبت به همسالانش کمتر میخوابد؟
۲- هر شب چند ساعت میخوابد؟
یک هفته میزان خواب شبانه کودک را یادداشت کنید و سپس میانگین آن را محاسبه نمایید. متوسط خواب شبانه کودک چقدر است؟
۳- آیا میزان خواب کودک هر شب تقریبا یکسان است و یا این که تفاوت زیادی بین مقدار خواب او در شبهای مختلف وجود دارد؟
۴- آیا معمولا کودک صبحها شاداب است؟ آیا تا هنگام خواب بعدازظهر یا خواب شب «دوام» میآورد و یا این که مجددا به خواب میرود؟
اگر میزان خواب شبانه کودک تقریبا هر شب به یک اندازه است و معمولا صبحها شاداب است، احتمالا خوابش کافی است و تنها باید آموزش ببیند که وقتی شبها به خواب نمیرود یا این که صبحها زود از خواب بیدار میشود، به آرامی در رختخواب بازی کند. اگر کودک به خواب بیشتری نیاز دارد، میتوانید روشهای زیر را به کار گیرید تا با تغییر عادتهای خوابیدن، کودک بتواند بیشتر بخوابد:
آموزش زمانبندی خواب به کودک
چطور به کودکان آموزش دهیم که بیشتر بخوابند. بعضی از کودکان به راحتی به خواب میروند، ولی عادت دارند قبل از ساعت مقرر از خواب برخیزند. راه حلهای زیر میتوانند به چنین کودکانی بیاموزند چطور تا رسیدن ساعت مناسب برای بیدار شدن، مجددا به خواب روند.
قاطع باشید. هنگامی که کودک زود از خواب برمیخیزد، با قاطعیت از او بخواهید که دوباره بخوابد و یا این که تا هنگامی که به سراغش نرفتهاید در رختخواب بماند. در مورد بعضی از کودکان همین کافی است؛ البته به شرط آن که کودک حس کند شما واقعا این حرف را جدی میزنید.
انتظار معجزه نداشته باشید. بیشترین چیزی که میتوانید انتظار داشته باشید، افزایش تدریجی زمان خوابیدن است. اگر کودک نوپای شما ساعت ۶ صبح از خواب برمیخیزد، از او انتظار نداشته باشید که روز بعد ساعت ۸ صبح از خواب برخیزد. اگر فردای آن روز ساعت شش و پانزده دقیقه و روز بعد ساعت شش و سی دقیقه از خواب برخیزد، پیشرفت زیادی کرده است. سعی کنید در این مورد به تدریج به حالت ایدهآل برسید.

به کودک اطمینان خاطر بدهید. بعضی از کودکان نگران این هستند که مبادا بیش از حد بخوابند. آنها را مطمئن کنید که در صورت لزوم آنها را از خواب بیدار خواهید کرد. و یا این که بالای سر آنها ساعت زنگدار بگذارید.
قانون «پنج دقیقه صبر کن» را اجرا کنید. احتمالا شما نیاز دارید که به جای کودک، خودتان را تقویت کنید. هنگامی که صدای گریه و یا حرکت کردن کودک را شنیدید، سریعا سراغ او نروید. ابتدا پنج دقیقه صبر کنید و سپس به اتاق او بروید؛ مگر مواقعی که فکر مبیکنید کودک واقعا مشکلی دارد. بعد از چند روز میبینید که کودک بلافاصله یا کمی بعد دوباره به خواب میرود. اگر هنوز زود از خواب برمیخیزد، دوباره این قانون را به کار ببرید.
به کودک پاداش دهید. در مورد کودکی که حرفها را به خوبی میفهمد، میتوانید از پاداش دادن استفاده کنید. این روش معمولا در مورد کودکان بالای سه سال به خوبی موثر واقع میشود. برای کودک اهداف جزئی انتخاب کنید تا به تدریج به آنها برسد.
اگر به عنوان پاداش به کودک یک اسباببازی میدهید، اطمینان حاصل کنید که اگر بدون حضور شما با آن بازی کند، خطری او را تهدید نمیکند. کودکان را با اسباب بازیهایی که به راحتی از یکدیگر جدا میشوند و به صورت اجزاء کوچک قابل بلع درمیآیند، تنها نگذارید. همچنین در مورد اسباب بازیهایی که سیم دارند احتیاط کنید. ممکن است بخواهید که جدول جایزره را با مورد بعدی (تمرین مثبت) همراه کنید.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-روانشناسی کودکان:کودکان و مشکلات صبحگاهی
بیماری جسمی کودکان,بیماریهای دوران کودکی,روانشناسی کودک,
مشاور کودکان آنلاین:چگونگی تنبیه کودک
همه والدین در مورد تنبیه کودک، عقاید شخصی مخصوصی دارند. چه آنهایی که آن را میپذیرند و یا رد میکنند، از تنبیه به عنوان یک روش آموزشی مناسب برای کودکانشان استفاده میکنند. وقتی که کودکتان را به اتاقش میفرستید، زمان تماشا کردن تلویزیون را محدود میکنید و به او اجازه بارزی کردن با اسباببازی مورد علاقهاش را نمیدهید؛ یا وقتی که به یکباره و به دنبال نزدیک شدن کودک به اجاق گاز، ناگهان فریاد میکشید: «نکن!» در واقع برای اصلاح رفتارها از اصول تنبیه استفاده کردهاید.
اگر میتوانستیم کودکانمان را فقط با استفاده از روشهای مثبت تربیت کنیم، خیلی عالی بود؛ اما نمیتوانیم. برای آموختن الگوهای رفتاری شایسته، هم روشهای مثبت و هم منفی لازم هستند. ما قصد نداریم تنبیه را بپذیریم یا رد کنیم. بلکه میخواهیم روش آن را بیاموزیم تا هنگامی که تنبیه به عنوان یک روش تربیتی ضروری بود، تاثیر بیشتری داشته باشد.مشاورکودک انلاین
تنبیه به تنهایی نمیتواند نتایج دلخواه را فراهم کند. زیرا بهطور کلی روشی منفی است. این روش به کودک میآموزد که چه کاری را نباید انجام دهد. اما نمیآموزد که چگونه باید رفتار کند. وقتی تنبیه را بدون تقویت رفتار شایسته به کار میبریم، کودک نمیداند رفتار ناپسندش را با چه رفتاری جایگزین کند.
هیتر سه ساله برای رسیدن به یک لیوان از صندلی بالا میرود. مادرش او را از صندلی پایین میگذارد و به خاطر بالا رفتن از آن، او را سرزنش میکند. هیتر گریه میکند و میگوید، «دیگه نمیروم بالا، مامان». تا این مرحله خوب است؛ اما این دختر بچه نمیآموزد که میتواند از جایی امنتر لیوان بردارد، یا دفعه بعد باید از کسی کمک بخواهد. او آموخته است که چه کاری ر نکند؛ ولی یاد نگرفته است که چه باید بکند.
به علاوه، تنبیه وقتی موثر است که وقتی باشد چون وقتی از یک تنبیه به دفعات زیاد استفاده شود، تاثیرش را از دست میدهد. والدین مکررا چیزهایی شبیه این را به ما میگویند: «اولین باری که کارل را تنبیه بدنی کردم، خیلی گریه کرد و پس از آن، برای مدت طولانی رفتارش تصحیح شد، اما حالا که مرتبا به خاطر رفتارهای نادرستش تنبیه بدنی میشود، هیچ تاثیری ندارد و به نظر نمیرسد که به هیچ وجه اهمیتی بدهد.» این یک واکنش تطبیقی کلاسیک است، و به سبب همین اثر است که ما تنبیه بدنی را به عنوان شکلی از تنبیه توصیه نمیکنیم.
از آنجای یکه گاه تنبیه به عنوان یک روش مدیریت، لازم میشود، این پرسش شکل میگیرد که: پس چه وقت و چگونه میتوانیم از آن استفاده کنیم؟ ما این اصول را پیشنهاد میکنیم:
تنبیهی را انتخاب کنید که رفتار ناخواسته را کاهش دهد
تنبیه فقط هنگامی موثر قلمداد میشود که بروز رفتار نامناسب را کاهش دهد. در بسیاری از مواقع، کودکان را برای تنبیه به دفتر مدیر مدرسه میفرستند؛ ولی همانطور که انتظار میرود، نتیجهای عاید نمیشود. دانشآموز از انجام تکالیف ودداری میکند و از منتظر ماندن در دفتر مدرسه لذت میبرد، پس رفتارش با بیتوجهی تقویت میشود.
تنبیه بدنی، ایجاد محدودیت و گرفتن اسباب بازیها یا امتیازات خاص (مانند تماشای کارتون) در صورتی «تنبیه» تلقی میشوند که موثر واقع شوند.
برای نمونه، مایکل نه ساله را به خاطر کتک زدن خواهرش به اتاقش فرستادند، او در آنجا با کامپیوتر و اسباب بازیهایش مشغول بازی شد. وقتی مادرش به او گفت که میتواند از اتاق بیرون بیاید، در حال تماشای کارتون مورد علاقهاش بود. او حتی فراموش کرده بود که تنبیه شده است. به علاوه، وقتی از اتاق خارج شد، خواهرش را دوباره کتک زد تا باز به اتاقش فرستاده شود.
پس نصیحت ما این است که نخست نتایج تنبیه را بررسی کنید. اگر رفتار هدف کاهش یافته بود، میتوانید دوباره از آن نوع تنبیه استفاده کنید. در غیر این صورت، تکرار آن تنبیه سودی ندارد و باید روش دیگری را بیازمایید.
در تنبیه زیادهروی نکنید
اگر بیش از حد از تنبیه استفاده کنید، کودک شما به آن عادت خواهد کرد و تنبیه تاثیر خود را به تدریج از دست خواهد داد. هر اقدامی ـ اگر هم موثر باشد ـ شامل ممنوع کردن تماشای تلویزیون، تنبیههای بدنی و غیره با استفاده بیش از حد تضعیف میشود و اثر مورد نظر شما را ایجاد نخواهد کرد.
از تنبیه در کنار روشهای مثبت استفاده کنید
وقتی تنبیه را به عنوان یک روش انتخاب میکنید، باید به کودک آموزش نیز بدهید. تنبیه به تنهایی رفتار خوب را به کودک نمیآموزد. برای تشویق کودک به انجام آنچه میخواهید، باید تفهیمش کنید، به او آموزش دهید و در صورت اصلاح رفتار مزبور، پاداشی برایش در نظر بگیرید. اگر کودکتان را به خاطر دویدن به سمت خیابان تنبیه کردید، سپس باید روش عبور از خیابان را به او آموزش دهید. و در نهایت به خاطر منتظر ماندن در کنای خیابان یا عبور محتاطانه از خیابان، او را تحسین کنید. با این روش، تاثیر تنبیه بیشتر خواهد شد.
تنبیه را به تعویق بیندازید
اگر قصد تنبیه کودکتان را دارید، درست پس از رفتار ناپسندش این کار را انجام دهید. رفتار انسان را پیامدهای بدون وقفه کنترل میکنند. (این پیامدها میتوانند مثبت یا منفی باشند) پس صبر نکنید تا «بابا بیاد خونه». تا عصر یا فردا یا هفته بعد صبر نکنید. هر تنبیهی، اثرش را با گذشت زمان از دست میدهد و ممکن است کودک نتواند ارتباط تنبیه را با عمل ناپسندش درک کند.
همیشه پیامدها را تشریح کنید
کودک باید بداند چه رفتاری شما را ناراحت میکند و در صورت پافشاری در انجام آن، واکنش شما چه خواهد بود. تصمیم خود و پیامدهای نادیده گرفتن آن عمل را به او بگویید.

ثابت قدم باشید
تنبیه موثر نه تنها یک تنبیه بدون وقفه است، بلکه تنبیهی است که برای کودک قابل پیشبینی باشد. تنبیه باید در تمام مواردی که آن رفتار ناپسند سر میزند، انجام شود. اگر به کودکتان گفتهاید که در صورت پرت کردن عروسکش، آن را از او خواهید گرفت، پس از هر بار پرت کردن به وعده خود عمل کنید تا همیشه منتظر پیامدهای رفتار ناپسند خود باشد.
الکی تهدید نکنید
کودک را به تنبیهی که آن را انجام نمیدهید، تهدید نکنید. پیش از واکنش نشان دادن، دومین، سومین یا دوازدهمین فرصت را به او ندهید. همیشه به حرفی که میزنید عمل کنید و چیزی را که گفتید، جدی بگیرید. تهدیدهای پوچ و ناپایدار، به رفتارهای نادرستی میانجامند که تثبیت شده، در برابر تغییر مقاومتر میشوند.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور کودکان آنلاین:چگونگی تنبیه کودک
تنبیه کودکان,اصول تربیتی کودک,تنبیه کودک,
اختلالات یادگیری
اختلالات یادگیری برای توصیف ناتوانی در حفظ و تعمیم مهارت ها یا اطلاعات خاص به دلیل کمبود توجه، حافظه یا استدلال است که بر عملکرد تحصیلی تأثیر می گذارد. ناتوانی های یادگیری یا اختلالات یادگیری، نقص در نوشتن، خواندن یا حساب هستند. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری در یادگیری مشکل دارند و علیرغم تمرین های مداوم و فشرده، به اهداف تعیین شده یادگیری دست نمی یابند.
با درک انواع مختلف اختلالات یادگیری و علائم آن ها، شما می توانید چالش های خاصی که کودکتان با آ نها مواجهه می شود را کشف کنید و یک برنامه درمانی مؤثر را محیا کنید. مرکز مشاوره ستاره ایرانیان درمان تضمینی اختلالات یادگیری کودکان را ارائه می دهد، مشاوران این مرکز به صورت تخصصی دوره های درمان را گذرانده و علاوه بر این مرکز ستاره با کمک دستگاه های به روز دنیا بدون هیچ عوارض جانبی عملکرد تحصیلی و شخصی کودک شما را به بالاترین حد می رساند.
برای مطالعه بیشتر: تشخیص اختلالات و ناتوانی های یادگیری
اختلالات یادگیری چیست؟
اختلال یادگیری باید از ناتوانی ذهنی (که قبلاً به عنوان ناتوانی ذهنی شناخته می شد) متمایز شود، اختلال یادگیری در کودکان با هوش طبیعی یا حتی بالاتر از حد متوسط رخ می دهند. اختلالات یادگیری فقط بر عملکردهای خاص تأثیر می گذارد، در حالی که در کودک دارای ناتوانی ذهنی، عملکرد شناختی مناسب را ندارند. انواع ناتوانی های یادگیری شامل سه نوع زیر است:
اختلالات خواندن
اختلال در بیان نوشتاری
اشکالات محاسباتی
به عنوان مثال، یک کودک با ناتوانی های یادگیری با حساب و کتاب مشکل زیادی دارند، اما هیچ مشکلی در زندگی در خواندن، نوشتن و سایر زمینه ها ندارند. نارساخوانی شناخته شده ترین شکل ناتوانی های یادگیری است. اختلالات یادگیری هیچ ارتباطی با مشکلات یادگیری ناشی از اختلالات بینایی، شنوایی، هماهنگی یا ذهنی ندارد. با این حال، این مشکلات می تواند در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نیز رخ دهد.
علل اختلالات یادگیری
بسیاری از والدین خودشان را مقصر اختلال یادگیری فرزندشان می دانند اما کودکان می توانند با ناتوانی یادگیری به دنیا بیایند و یا در حین رشد به آن دچار شوند. در حالی که علل دقیق ناتوانی های یادگیری مشخص نیست، اما به دو قسمت قبل و بعد از تولد تقسیم می شود:
اولین دلیل اختلال یادگیری شامل شرایط پزشکی مادر یا استفاده از داروهای غیرمجاز در دوران بارداری مادر، عوارض بارداری یا زایمان (مانند پره اکلامپسی یا زایمان طولانی) و مشکلات نوزاد در زمان زایمان (مانند نارس بودن ، وزن کم هنگام تولد، یرقان یا زایمان زودرس).
پس از تولد، عوامل احتمالی شامل قرار گرفتن در معرض آسیب های محیطی مانند سرب، عفونت های سیستم عصبی مرکزی، سرطان و درمان های آن، سوءتغذیه و انزوای شدید اجتماعی، یا بی توجهی یا سوء استفاده عاطفی است. حوادثی که در دوران کودکی رخ می دهد، مانند کودک آزاری و بدرفتاری نیز در ایجاد ناتوانی های یادگیری نقش دارند بنابراین تمام این عوامل باید بررسی شود در صورتی که کودک آزاری و آسیب های محیطی متوقف نشد درمان نتیجه بخش نخواهد بود.
شایع ترین انواع اختلالات یادگیری
نارساخوانی: شناخته شده ترین و بیش ترین اختلالات یادگیری در کودکان، نارساخوانی است. کودکان مبتلا به نارساخانی در یادگیری خواندن و نوشتن مشکل دارند. آن ها حروف را با هم مخلوط می کنند، بدون توقف می خوانند یا اشتباهات املایی یکسانی را بارها و بارها انجام می دهند.
دیسگرافی: برخی از کودکان از اختلال همزمان خواندن و املاء رنج نمی برند، بلکه تنها از یکی از این دو رنج می برند. کودکانی که تنها در نوشتن مشکل دارند، دچار دیسگرافی می شوند. این اختلال در نوشتن در حذف حروف، حروف ناهماهنگ و مشکل در تشخیص صداهای متفاوت ظاهر می شود.
دیسکالکولیا: دیسکولیا نوعی اختلال اعداد است که به صورت محدود تر میان کودکان دیده می شود. کودکان مبتلا به اختلال حساب در یادگیری حساب مشکل دارند. آن ها فاقد درک اعداد و کمیت هستند. به همین دلیل است که آن ها به زمان طولانی تری برای حساب کردن نیاز دارند و در شمارش اشیا یا خواندن ساعت با مشکل روبرو می شوند.
دیسپراکسی: دیسپراکسی یک اختلال رشدی در مهارت های حرکتی و هماهنگی است و به خودی خود یک اختلال یادگیری نیست، اما در اکثر موارد مشاهده می شود که عملکرد مدرسه را مختل می کند. به نظر می رسد کودکان مبتلا به این اختلال رشد کنترلی بر بدن خود ندارند. حرکات ناهماهنگی انجام می دهند.
ADHD: مانند دیسپراکسی، اختلال کم توجهی بیش فعالی ADHD یک ناتوانی یادگیری به معنای سنتی نیست، اما اغلب با مشکلات یادگیری همراه است و یکی از شایع ترین اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان است. کودکان مبتلا به ADHD اغلب بی قرار، تکانشی هستند و نمی توانند یک جا بنشینند، علاوه بر این در کلاس توجه کافی را نداشته و حتی حواس دیگران را نیز پرت می کنند.
درمان اختلالات یادگیری
برنامه درمانی مرکز درمان اختلالات یادگیری ساده مخصوصاً برای مشکلات یادگیری و نیازها و درمان اختلالات یادگیری در دانش آموزان ابتدایی و بالاتر طراحی شده است و درمانی تضمینی را فراهم می کند.
۱.اختلالات و ناتوانی های یادگیری را مشاهده و درک کنید.
همه کودکان نیاز به عشق، دلگرمی و حمایت دارند و برای کودکان دارای ناتوانی های یادگیری این چنین تقویت مثبتی می تواند در اطمینان بخشی به کودکان برای ایجاد حس اعتماد به نفس قوی، اطمینان و عزم بر ادامه زندگی حتی با وجود سختی ها مفید باشد. به خاطر داشته باشید که هنگام جستجوی روش هایی برای کمک به کودکان دارای ناتوانی های یادگیری شما به طور غیر مستقیم به دنبال روش هایی باشید بلکه در کمک به خودشان کاری انجام داده باشید. وظیفه شما به عنوان یک والد، درمان ناتوانی یادگیری نیست بلکه بگذارید کودکتان ابزارهای هیجانی و اجتماعی مورد نیاز را از نزدیک لمس و تجربه کند تا با چالش ها و احساسات ناخوشایند روبرو شود.
در نهایت، مواجهه و غلبه با چالشی مانند ناتوانی یادگیری می تواند به کودکتان در رشد انعطاف پذیری بیشتر و قوی ترشدن کمک کند. همواره به یاد داشته باشید روشی که شما به چالش ها واکنش نشان می دهید تأثیر زیادی در عملکرد کودکتان خواهد داشت. طرز برخورد خوب، مشکلات مرتبط با ناتوانی یادگیری را حل نخواهد کرد بلکه به کودکتان حس امید و اطمینانی می دهد که آن مشکلات قابل اصلاح بوده و آنکه او سرانجام موفق خواهد شد.
۲. نکاتی برای مواجهه با ناتوانی یادگیری کودکتان
در نگریستن به یکسری چیزها روشن فکر باشید ناتوانی یادگیری غیرقابل درمان نیست. به خودتان یادآور شوید که هرکسی ممکن است با موانع موجود در فرآیند یادگیری مواجهه شود. این نکته برای شما به عنوان والدین گفته می شود تا به کودکتان آموزش دهید که چگونه با موانع روبرو شوند بدون اینکه ناامید شوند یا احساس شکست کنند. اجازه ندهید امتحانات، مقررات تحصیلی و کاغذبازی های مداوم، شما را از هدف اصلی تان از جمله حمایت های زیاد هیجانی و اخلاقی کودکتان دور کند.

۳. خودتان متخصص شوید.
برای تشخیص و درمان اختلالات یادگیری در کودکان ابتدایی تحقیقات خود را انجام دهید و خود را با پیشرفت های موجود در برنامه ها، درمان ها و تکنیک های آموزشی ناتوانی یادگیری به روز و هماهنگ کنید. ممکن است شما در ابتدا از طریق دیگران از جمله معلمان، درمانگران، پزشکان برای جستجوی راه حل ها ترغیب شوید. اما شما نخستین متخصص کودکتان هستید پس سعی کنید زمانی که نیاز به یافتن ابزارهایی است که کودکتان نیاز دارد مسئولیت پذیر باشید و این دوره را مدیریت کنید.
اختلالات یادگیری
۴. از کودک خود حمایت کنید.
شما ممکن است بارها مجبور شوید سکوت را برای ارائه خدمات خاص به کودکتان بشکنید. نقش خود را به عنوان یک والد مسئولیت پذیر و حامی بپذیرید و در پرورش مهارت های اجتماعی قدم بردارید. گاهی اوقات ممکن است ناامید شوید اما گاهاً با حفظ خونسردی و معقول بودن و در عین حال قاطعیت، شما متوجه تفاوت زیادی در رفتار کودکتان خواهید شد.
منبع:کانون مشاوران ایران-اختلالات یادگیری
اختلال نوشتن,اختلال یادگیری,اختلال خواندن,
عوارض ترس در کودکان
عوارض ترس در کودکان چیست؟ چه چیزی باعث ترس شدید کودک می شود؟ چگونه می توان ترس را در کودک کاهش داد؟ یکی از مسائل رایج و شایع میان کودکان ” ترس ” است. مطالعات و بررسی های مختلفی که انجام شده، نشان می دهد که کودکان بهنجار به نحو شگفت آوری دچار ترس های متفاوتی هستند. اگرچه که ترس در میان کودکان امری رایج است، اما ترس های شدید چندان متداول نیستند.
به گونه ای که عده ای از روان شناسان معتقد هستند که ترس یک غریزه و میل باطن ست که بر اساس حکم این غریزه، کودک دوست دارد که بترسد و به نوعی از این ترس لذت می برد.
روانشناسی ترس کودکان
ترساندن کودکان یک عامل بسیار مخرب و زیان آور هم برای خود کودک و هم برای والدین می باشد، لذا بجای آن که برای پیش گیری از کار خلافی که کودک انجام خواهد داد، از ترساندن استفاده شود، بهتر است که از همان ابتدای زندگی کودک یعنی از هنگامی که کودک به تدریج در حال رشد است، به گونه ای پرورش داده شود که بتواند با درک مفهوم کار اشتباه، از انجام دادن آن خود داری کند، نه این که از ترس تنبیه شدن و یا دیگر عوامل ترس، از آن دوری گزیند.
زیرا هنگامی که کودک به زور ترس کاری را انجام دهد یا ندهد، همان کار خلاف خواسته ها و و تمایلات بزرگترها و والدین را در نبود آن ها و یا در خفا انجام میدهد، و به این علت در این شرایط این اعمال را انجام می دهد که؛ زور و ترسی وجود ندارد و با شدت و وحدت بیشتری انجام می دهد و امکان دارد که به انحرافات جانبی دیگر نیز کشیده شود.
گاهی در کودکان خردسال، دیده شده که به دلیل رفتارهای نادرست بزرگترها و والدین، در کودک چنان ترسی رخنه می کند که او از دیدن اشکال مشابه به عوامل ترس نیز، شدیدا می ترسد.
عوارض ترس در کودکان
در زمینه ترس کودکان بیشتر بخوانید:
کودک ترسو
علل و درمان اختلال فوبی یا هراس
عوارض ترس در کودکان
عوارض ترس در کودکان ایجاد می شود که شاید علت آن را می توان؛ حافظه پویا و فرایندهای شناختی آن ها دانست. امکان دارد که عوامل ناآشنا در شرایطی سبب ایجاد ترس در کودک شود ( گریه کند).
۱. غریبی کردن
یکی از رایج ترین و شایع ترین عوارض ترس در کودکان ” غریبی کردن ” است. وقتی کودک با یک فرد غریبه رو به رو می شود ، بغض می کند، نگاهی به مادر و نگاهی به غریبه می کند و ترس خود را با گریه بروز می دهد و مقدار زمانی طول می کشد تا غریبه بتواند با کودک ارتباطی عادی برقرار کند.
۲. ترس از جدایی
یکی دیگر از عوارض ترس در کودکان، ” ترس از جدایی “ می باشد. اگر کودک متوجه شود که مادرش قصد رفتن دارد، بعد از چند لحظه گریه را به سر می دهد و عکس العمل ترس آلود نسبت به رفتن مادر بروز می دهد. معمولا بین ۷ تا ۱۲ ماهگی، ترس از جدایی ظاهر می شود و اوج آن ، در ۱۵ و ۱۸ ماهگی است. تدریجا که سن کودک بیشتر می شود، این گونه ترس ها نیز کمتر می شوند زیرا کودک به مرور بزرگ می شود و می تواند شرایط و موقعیت ها را درک کند و همچنین بازگشت مادرش را پیش بینی کند. تجربه های کودک در سال دوم به او کمک می کند که بتواند مشکلات ترس زا را حل کند.
پیشنهاد مشاور: اختلال هراس یا ترس در کودکان
روش برداشتن ترس بچه
هر کدام از کودکان، در مقابل موقعیت های ترسناک و ناراحت کننده، عکس العمل های خاصی را از خود بروز می دهند. ترس می تواند، از بسیاری از حوادث نامطلوب، در بسیاری از شرایط جلوگیری کند و همچنین سبب تجربه ای کافی برای انسان شود. برای از بین بردن ترس در کودکان، باید تلاش شود که بتوان محرک های ایجاد کننده ی ترس را از بین برد و یا اینکه از محیط کودک آن ها را دور کرد، زیرا به زور و اجبار کودک را نمی توان وادار کرد که در مقابل محرک های ترس زا، از خود ترس بروز ندهد.

زور و یا منطق و استدلال، در برطرف کردن و ازبین بردن ترس کودک، نقش تعیین کننده ای ندارند و تنها پروش بعضی از استعداد ها و همچنین کار های مثبت و آرامش اطرافیان می تواند در کم کردن و عدم بروز ترس در کودکان تاثیر به سزایی داشته باشد.
به صورت کلی؛ دختران نسبت به پسران ترس بیشتری از خود بروز می دهند. به نظر می رسد که با افزایش سن، عوارض ترس در کودکان کم می شوند و باید انتظار داشت که واکنش های خفیف ترس و همچنین آن هایی که به دوره ی به خصوصی از دوران رشد مربوط می باشد به سرعت از بین بروند. اگر ترس – هرچند کوتاه مدت – در حد قابل ملاحظه ای اذیت کننده باشد، یا سبب تغییر در رفتار فرد شود و به آن ضربه وارد کند، باید در پی چاره و حل آن برآمد.
در تحلیل و ارزیابی و بررسی های ترس های دوران کودکی، یکی از عواملی که بسیار مؤثر می باشد، “نقاط عطف رشدی” است و هنگام قضاوت در مورد ترس کودکان، از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. بسیاری از ترس ها مربوط به سن خاصی هستند و همچنین موقتی و ناپایدار هستند. اما با این وجود احتمال دارد که ترس های دوران کودکی، پی آمدهای طولانی مدتی داشته باشند. افرادی که در بزرگسالی دچار ترس می شوند، در دوران کودکی نیز بیشتر از افرادی که دچار ترس نیستند به ترس دچار بوده اند.
منبع:کانون مشاوران ایران-عوارض ترس در کودکان
ترس در کودکان,ترس از تاریکی کودک,اختلال استرس,
۱۲ تکنیک برتر رفتار با همسر فحاش می کند
واقعیت این است که خشم عاطفی طبیعی است که همه ما در زندگی تجربه می کنیم، اما زمانی که آن اغلب اتفاق می افتد و آن مناسب نیست، می تواند تبدیل به یک عامل بد و مخرب شده و پیامدهای عاطفی برای فرد و اطرافیان او به دنبال داشته باشد.
رفتار با همسر فحاش
همه ما حق داریم عصبانی باشیم، اما مهم است که چگونه خشم مان را بیان کنیم.
خشم می تواند یک ناراحتی جزئی باشد یا در حالت حاد آن یک واکنش فیزیکی خارج از محدوده طبیعی باشد.
واکنش افراد مختلف از احساس خشم متفاوت است. مشاوره تلفنی به عنوان یک راهکار مهم برای کاهش مشکلات ناشی از فحاشی و خشم همسر می باشد.
بعضی از مردم عصبانی شده و نمی خواهند کسی بداند که عصبانی و ناراحت هستند.
آنها به شدت رفتار خود را کنترل می کنند و نشانه های خشم را نشان نمی دهند.
بعضی از مردم احساس خشم و اضطراب می کنند وقتی احساس خشم می کنند.
آنها با صدای بلند گریه می کنند، زاری می کنند، دیگران را ضرب و شتم می کنند، آنها را فریب می دهند، به دیگران گوش نمی دهند، حقوق دیگران را نادیده می گیرند.
دیگران بعضی اوقات عصبانی، به آرامی، اما به طور قاطع صحبت می کنند، کلمات دیگران را قطع نمی کنند، همچنین احساسات خود را با روشنی و محترمانه بیان می کنند، حتی بدون توجه به حقوق دیگران.
این رفتارها رفتارهای شجاعانه نامیده می شود.
با کمک رفتار، فرد می تواند به دیگران نشان دهد که عصبانی و خشمگین و فحاشی می کند.
بعدا راه حل برای مدیریت خشم و فحاشی ارائه می گردد.
شکست اصلی عامل تجاوز است
یکی از مهم ترین علل تجاوز، عدم دسترسی به نیازها است.
هنگامی که نیازهای او مانند نیاز به عشق، توجه یا احترام به دست نمی آید، فرد احساس ناامیدی می کند، و این نا امیدی باعث خشونت می شود.
چند استراتژی برای مقابله با همسر تهاجمی
با همسر خود صحبت کنید، گرچه کم اهمیت نیست، و احساسات خود را نسبت به رفتارهای او بیان کنید.
هرگز رابطه را متلاشی نکنید و به فحاشی های طرف مقابل خود پاسخ ندهید، زیرا این رفتار می تواند رفتار همسر شما را تشدید کند.
با همسرتان درباره تاثیرات منفی احساسات و رفتار و زندگی مشترک خود صحبت کنید، زمانی که همسرتان در حالت خوب قرار دارد.
اگر همسرتان بدبخت و دوست داشتنی باشد، سعی کنید روابط خود را با دیگران قطع کنید.
با افراد کمتری، و در نهایت، و در عین حال رابطه خود را با خویشاوندان و دوستان که رفتارهای مناسب و خوبی دارند، افزایش دهید.
بر خودت مسلط باش.
بسیاری از اختلافات و مشکلات بین زوج ها ناشی از عدم کنترل آنها بر احساسات است.
بعضی اوقات زوج هایی با واکنش های نامطلوب مانند غفلت، تجاوز و خشونت، ناخواسته موجب رفتارهای غلط یکدیگر می شوند و متاسفانه باعث ایجاد یک چرخه معیوب می شوند، به این معنی که رفتارهای منفی همسر باعث خشم و فحاشی سایر اعضای خانواده می شود.
و رفتار عصبانی زن و شوهر یا همسر رفتارهای منفی همسرش را افزایش می دهد.

از مرکز مشاوره خانواده برای برطرف کردن مشکلات استفاده نمایید.
مراقب باشید که به این چرخه معیوب نرسید.
12 تکنیک برتر رفتار با همسری که فحاشی می کند
استراتژی های مدیریت خشم و فحاشی زن و شوهر
وقتی فکر می کنید که اگر همچنان به صحبت کردن ادامه دهید، نمی توانید خشم خود را کنترل کنید موقعیت را ترک کنید.
مکالمه خود را در زمان دیگری ادامه دهید، که به شما و همسرتان اجازه می دهد تا از خشم خود فاصله بگیرید و رفتاری بهتر داشته باشید.
برای این منظور می توانید به همسر خود بگویید: اکنون شرایط روحی مناسب نداریم، ممکن است بگوییم ما بعدا پشیمان خواهیم شد.
منبع:کانون مشاوران ایران-۱۲ تکنیک برتر رفتار با همسر فحاش می کند
همسر فحاش,رفتار با همسر فحاش,همسر بد دهن,
مهد کودک یکی از مهم ترین مکان برای تعلیم و تربیت فرزندان
ضرورت های میان وعده ای برای کودکان
جذابیت در گرو چیست؟
۵ قصه برای اموزش احساسات کودکان
اوتیسم آسپرگر
۱۱ بازی با کودک ۹ ساله که باید انجام دهید!
بیماری اوتیسم
۱۴ روش معجزه آسای درمان افسردگی بدون دارو
علائم اختلال وسواسی-اجباری و درمان
با مادر وسواسی چه کنیم؟ یک کار را بارها ناخودآگاه انجام می دهد؟

